17 مهر 1405 · دلار — · برنت — · لندن 17:21
سرمقاله روز

العمالقة؛ از ارتشِ بی‌دولت جنوب یمن تا بازیگر کلیدی نظم جدید

العمالقة؛ از ارتشِ بی‌دولت جنوب یمن تا بازیگر کلیدی نظم جدید

تحریریه کوه ران

چگونه نیرویی که با حمایت امارات برای جنگ با حوثی‌ها ساخته شد، از یک تشکل نظامی محلی به بازیگری سیاسی ـ امنیتی تبدیل شد و اکنون در مرکز نبرد بر سر باب‌المندب قرار دارد؟

مقدمه: برای فهم العمالقة باید از خود جنگ فراتر رفت

العمالقة جنوبی، یا «ألوية العمالقة الجنوبية»، در ظاهر یکی از نیروهای ضدحوثی جنگ یمن است؛ اما جایگاه آن در ساختار قدرت یمن بسیار پیچیده‌تر از یک یگان نظامی معمولی است. این نیرو از دل فروپاشی اقتدار دولت مرکزی، مقاومت جنوب در برابر حوثی‌ها و شبکه امنیتی مورد حمایت امارات پدید آمد؛ در ساحل غربی به نیرویی رزمی و اثرگذار تبدیل شد؛ دامنه عملیات خود را به شبوه و مأرب گسترش داد؛ فرمانده آن، عبدالرحمن المحرمی، مشهور به ابوزرعه، وارد شورای رهبری ریاست‌جمهوری شد؛ و پس از فروپاشی ساختار سیاسی شورای انتقالی جنوب و خروج رسمی امارات از یمن در ژانویه ۲۰۲۶، بخش اصلی آن به معماری امنیتی مورد حمایت عربستان نزدیک شد.

با این حال، این تحول را نباید به‌سادگی «تبدیل شدن یک نیروی اماراتی به نیروی سعودی» دانست. شواهد سال ۲۰۲۶ نشان می‌دهد العمالقة همچنان مجموعه‌ای از شبکه‌های محلی، قبایلی، مذهبی و نظامی است که وفاداری‌های آن‌ها کاملاً یکسان نیست. حتی در سال جاری، گزارش‌ها از شکاف میان بخش‌هایی با پیوندهای سابق با امارات و بخش اصلی نزدیک‌تر به ریاض حکایت داشته‌اند. در نتیجه، مسئله اصلی این مقاله نه فقط تاریخچه یک تیپ نظامی، بلکه مسئله‌ای بزرگ‌تر است: چگونه یک نیروی غیردولتی می‌تواند در خلأ دولت رشد کند، سپس وارد ساختار دولت شود و در عین حال بخشی از استقلال و شبکه‌های محلی خود را حفظ کند.

فصل اول: جنوب یمن؛ زخمی که پیش از جنگ کنونی وجود داشت

العمالقة را نمی‌توان بدون تاریخ سیاسی جنوب یمن توضیح داد. یمن تا سال ۱۹۹۰ دو دولت داشت: جمهوری عربی یمن در شمال و جمهوری دموکراتیک خلق یمن در جنوب. وحدت دو کشور در سال ۱۹۹۰ پایان اختلافات تاریخی نبود. چهار سال بعد، جنگ داخلی میان نیروهای شمال و جنوب درگرفت و نیروهای علی عبدالله صالح بر عدن پیروز شدند.

پس از جنگ ۱۹۹۴، بخش مهمی از نظامیان و کارمندان جنوبی کنار گذاشته شدند و مناقشات بر سر زمین، مشاغل دولتی، منابع و سهم جنوب در قدرت ادامه یافت. این نارضایتی‌ها در دهه ۲۰۰۰ به جنبش جنوب یا «حراک» تبدیل شد. بنابراین هنگامی که حوثی‌ها در ۲۰۱۵ به سمت عدن پیشروی کردند، با جامعه‌ای روبه‌رو شدند که تجربه‌ای طولانی از مناقشه بر سر هویت و توزیع قدرت داشت.

این سابقه به معنای آن نیست که همه جنوبی‌ها جدایی‌طلب بودند یا العمالقة مستقیماً و به صورت خطی از حراک به وجود آمد. چنین توضیحی تاریخ پیچیده جنوب را بیش از حد ساده می‌کند. نکته مهم‌تر این است که جنگ ۲۰۱۵ فرصت آن را فراهم کرد که شبکه‌های محلی، قبایل، نظامیان سابق و جریان‌های مذهبی در قالب نیروهای مسلح سازمان پیدا کنند.

فصل دوم: ۲۰۱۵؛ وقتی دولت شکست و نیروهای محلی جای آن را گرفتند

تصرف صنعا به دست حوثی‌ها در سال ۲۰۱۴ و گسترش نفوذ آن‌ها به جنوب، اقتدار دولت یمن را به‌شدت تضعیف کرد. در مارس ۲۰۱۵ ائتلاف به رهبری عربستان وارد جنگ شد. اما اعضای این ائتلاف اهداف کاملاً یکسانی نداشتند.

عربستان بیش از هر چیز به دنبال جلوگیری از تثبیت یک قدرت حوثی در مرزهای خود، حفظ چارچوب دولت یمن و بازسازی یک ساختار حکومتی قابل اتکا بود. امارات در کنار مقابله با حوثی‌ها، بر امنیت بنادر و مسیرهای دریایی، مبارزه با گروه‌های اسلام‌گرا و ساختن شبکه‌ای از نیروهای محلی تمرکز بیشتری کرد.

نتیجه، شکل‌گیری یک دولت مورد حمایت بین‌المللی در کنار مجموعه‌ای از نیروهای نظامی محلی بود؛ نیروهایی که گاه با دولت همکاری می‌کردند و گاه اهداف سیاسی متفاوتی داشتند. العمالقة یکی از موفق‌ترین نمونه‌های همین «امنیت چندلایه» بود.

فصل سوم: تولد العمالقة؛ ارتشی کلاسیک نبود

العمالقة جنوبی در سال ۲۰۱۶ با حمایت امارات شکل گرفت. مأموریت اولیه آن، مشارکت در بازپس‌گیری ساحل دریای سرخ، المخا و مناطق پیرامون باب‌المندب بود. پژوهش مرکز مطالعات صنعا نشان می‌دهد که این نیرو در سال‌های نخست از چندین تیپ تشکیل شده بود و در آن زمان هنوز به معنای حقوقی و سازمانی بخشی عادی از ارتش دولت یمن محسوب نمی‌شد.

بدنه العمالقة عمدتاً از نیروهای مقاومت جنوب تشکیل شد؛ نیروهایی از عدن، ابین، لحج و ضالع، در کنار گروه‌هایی از نیروهای سلفی، قبایل و نظامیان سابق. بنابراین «جنوبی بودن» در هویت آن مهم بود، اما العمالقة را نمی‌توان یک سازمان کاملاً یکدست مذهبی یا قبیله‌ای دانست.

از همان ابتدا دو ویژگی در کنار هم وجود داشت: توان نظامی نسبتاً بالا و استقلال قابل توجه از ساختار رسمی دولت. همین ترکیب بعدها به مهم‌ترین مزیت و در عین حال یکی از بزرگ‌ترین مشکلات العمالقة تبدیل شد.

فصل چهارم: دماج، سلفی‌ها و ابوزرعه

یکی از لایه‌های مهم در شکل‌گیری فرماندهی العمالقة، جریان سلفی یمن است. عبدالرحمن المحرمی، معروف به ابوزرعه، از محیط سلفی دارالحدیث دماج در استان صعده برخاست؛ مرکزی که پیش از جنگ یکی از مهم‌ترین مراکز سلفی در یمن بود. درگیری میان حوثی‌ها و سلفی‌های دماج در سال‌های پیش از جنگ، بخشی از نیروهای این جریان را وارد مسیر مقابله نظامی با حوثی‌ها کرد.

اما برابر دانستن العمالقة با سلفی‌ها نادرست است. ریشه‌های مذهبی در بخشی از فرماندهی و نیروها مهم است، ولی بدنه این سازمان از نیروهای محلی و قبایلی و نظامیان سابق نیز تشکیل شده است. انگیزه اعضا نیز یکسان نیست: برای یک نفر دشمنی مذهبی با حوثی‌ها اهمیت بیشتری دارد؛ برای دیگری امنیت محلی یا هویت جنوبی؛ و برای فردی دیگر، جایگاه اقتصادی و سیاسی شبکه محلی.

این ناهمگونی بعدها اهمیت زیادی پیدا کرد: العمالقة توانست میان چند چارچوب سیاسی حرکت کند، اما همین ویژگی مانع از آن شد که به‌سادگی در یک پروژه سیاسی واحد ادغام شود.

فصل پنجم: چرا امارات روی العمالقة سرمایه‌گذاری کرد؟

امارات در یمن به جای تکیه کامل بر دولت مرکزی ضعیف، شبکه‌ای از نیروهای محلی ایجاد کرد. العمالقة، نیروهای کمربند امنیتی، نیروهای نخبه محلی و نیروهای مقاومت ملی طارق صالح در بخش‌های مختلف این معماری قرار گرفتند.

سه مسئله برای ابوظبی اهمیت ویژه داشت: امنیت خطوط دریایی و بنادر، مقابله با حوثی‌ها و محدود کردن نفوذ گروه‌های اسلام‌گرا، به‌ویژه حزب اصلاح. ساحل جنوبی و غربی یمن نیز به دلیل اتصال دریای سرخ، خلیج عدن و باب‌المندب اهمیت ژئوپلیتیکی داشت.

مزیت این مدل روشن بود: امارات می‌توانست با فرماندهان و نیروهایی کار کند که در محل پایگاه اجتماعی و نظامی داشتند. اما هزینه آن نیز روشن بود: به جای یک نیروی مسلح ملی، چندین مرکز قدرت مسلح ایجاد شد که هرکدام فرمانده، منابع، حامیان و اهداف خاص خود را داشتند.

فصل ششم: ساحل غربی و الحدیده؛ لحظه‌ای که العمالقة بزرگ شد

در سال‌های ۲۰۱۷ و ۲۰۱۸، العمالقة از یک نیروی عمدتاً جنوبی به بازیگری مهم در جبهه ساحل غربی تبدیل شد. در عملیات علیه حوثی‌ها در المخا و مسیر باب‌المندب، این نیرو تجربه رزمی گسترده‌ای به دست آورد.

اوج این مرحله، نبرد الحدیده در سال ۲۰۱۸ بود. نیروهای العمالقة در کنار نیروهای مقاومت ملی و مقاومت تهامه در چارچوب نیروهای مشترک، محور اصلی پیشروی ضدحوثی‌ها در ساحل غربی بودند.

اما الحدیده فقط یک هدف نظامی نبود. این بندر یکی از مهم‌ترین مسیرهای ورود کالا به شمال یمن و نقطه‌ای حیاتی در ساحل دریای سرخ است. فشار بین‌المللی و نگرانی سازمان ملل از پیامدهای انسانی جنگ موجب شد عملیات متوقف و توافق استکهلم در دسامبر ۲۰۱۸ حاصل شود.

توافق استکهلم پیشروی را متوقف کرد، اما یک واقعیت را تغییر نداد: العمالقة دیگر یک نیروی محلی کوچک نبود و توانایی عملیات در مقیاس منطقه‌ای را پیدا کرده بود.

فصل هفتم: شبوه و مأرب؛ آزمایش قدرت مانور

در اواخر ۲۰۲۱ حوثی‌ها در شبوه پیشروی کردند. شبوه برای همه طرف‌ها اهمیت داشت: منابع انرژی، موقعیت جغرافیایی میان شمال و جنوب و اتصال آن به مسیرهای شرقی و غربی.

اعزام العمالقة به این جبهه نشان داد که این نیرو فقط برای دفاع از عدن یا عملیات ساحلی ساخته نشده است. العمالقة در بازپس‌گیری سه منطقه شمالی شبوه و سپس عقب‌راندن حوثی‌ها از حریب در مأرب نقش مهمی ایفا کرد.

این تحول از نظر سیاسی نیز مهم بود. یک نیروی محلی جنوبی اکنون می‌توانست خارج از حوزه جغرافیایی اولیه خود وارد یک عملیات بزرگ شود و نتیجه آن را تغییر دهد.

فصل هشتم: از میدان جنگ به سیاست؛ ابوزرعه و شورای رهبری ریاست‌جمهوری

نقطه عطف بعدی، تشکیل شورای رهبری ریاست‌جمهوری در آوریل ۲۰۲۲ بود. عبدربه منصور هادی اختیارات ریاست‌جمهوری را به شورایی هشت‌نفره منتقل کرد که در آن بازیگران دارای پایگاه‌های نظامی و سیاسی متفاوت کنار هم قرار گرفتند.

ابوزرعه المحرمی یکی از اعضای این شورا شد. در همان شورا چهره‌هایی مانند عیدروس الزبیدی، رهبر شورای انتقالی جنوب، و طارق صالح، فرمانده نیروهای مقاومت ملی، نیز حضور داشتند.

این ترکیب یک واقعیت اساسی درباره یمن را آشکار کرد: دولت دیگر فقط دستگاه‌های اداری و نظامی رسمی نبود؛ فرماندهان نیروهای مسلح محلی نیز بخشی از ساختار تصمیم‌گیری کشور شده بودند.

ابوزرعه در ۲۰۲۳ به عنوان معاون رئیس شورای انتقالی جنوب نیز منصوب شد و در ۲۰۲۴ مسئولیت‌های امنیتی بیشتری در مناطق تحت نفوذ STC پیدا کرد. اما همین روند به معنای حل شدن العمالقة در STC نبود؛ رابطه آنها نزدیک بود، اما فرماندهی و منافعشان یکسان نبود.

فصل نهم: العمالقة و شورای انتقالی جنوب؛ نزدیک، اما یکی نیستند

شورای انتقالی جنوب در سال ۲۰۱۷ با هدف نمایندگی سیاسی پروژه جنوب شکل گرفت و از حمایت امارات برخوردار بود. العمالقة نیز از امارات پشتیبانی دریافت می‌کرد، اما از ابتدا یک سازمان تابع STC نبود.

این تفاوت را باید جدی گرفت. STC یک پروژه سیاسی دارد که در بخش مهمی از تاریخ خود بر احیای کشور مستقل جنوب تأکید کرده است؛ العمالقة در درجه نخست یک نیروی نظامی است که مأموریت اصلی آن مبارزه با حوثی‌ها و حفظ امنیت مناطق تحت نفوذ خود بوده است.

این دو نیرو در مقاطع مختلف با هم همکاری کردند، اما اختلاف در اهداف سیاسی، تفاوت پایگاه اجتماعی و رقابت فرماندهان مانع از آن شد که رابطه‌شان را بتوان یک رابطه فرماندهی ساده دانست.

فصل دهم: رقابت عربستان و امارات؛ جنگی درون جنگ

از میانه جنگ به بعد، رقابت ریاض و ابوظبی به یکی از عوامل اصلی چندپارگی اردوگاه ضدحوثی تبدیل شد. امارات به ساخت نیروهای محلی نزدیک به خود ادامه داد؛ عربستان در مقابل کوشید این نیروها را در ساختار دولت یا در شبکه‌ای تحت کنترل نزدیک‌تر خود قرار دهد.

تشکیل نیروهای «سپر الوطن» با حمایت عربستان نمونه مهمی از این سیاست بود. این نیرو به تدریج به وزنه‌ای در برابر شبکه‌های نزدیک به امارات تبدیل شد.

در این میان، العمالقة موقعیت خاصی داشت: ریشه‌های سازمانی آن به پروژه امنیتی امارات متصل بود، اما ابوزرعه همزمان عضو PLC بود و از این طریق به ساختار رسمی دولت نیز متصل شد.

فصل یازدهم: ۲۰۲۵؛ مسئله حضرموت و پایان تعادل قدیمی

اواخر ۲۰۲۵ مرحله تازه‌ای را آغاز کرد. شورای انتقالی جنوب تلاش کرد دامنه نفوذ خود را در حضرموت و المهره گسترش دهد. این اقدام با منافع عربستان و بخشی از نیروهای محلی این مناطق برخورد کرد.

اهمیت حضرموت را نباید با مفهوم کلی «جنوب» یکی دانست. حضرموت هویت، نخبگان، منابع و مطالبات محلی خاص خود را دارد و بخشی از نیروهای آن به جای پیروی از پروژه استقلال جنوب، بر خودمختاری و منافع حضرمی تأکید دارند.

رقابت در شرق یمن در نهایت شکاف ریاض و ابوظبی را آشکارتر کرد. عربستان برای بازگرداندن موازنه قدرت وارد عمل شد و در پایان دسامبر ۲۰۲۵ بحران به رویارویی مستقیم‌تر میان شبکه‌های دو کشور تبدیل شد.

فصل دوازدهم: ژانویه ۲۰۲۶؛ خروج امارات و فروپاشی ساختار STC

امارات در ۲ ژانویه ۲۰۲۶ اعلام کرد که خروج نیروهای خود از یمن را تکمیل کرده است. چند روز بعد، در ۹ ژانویه، انحلال شورای انتقالی جنوب اعلام شد.

اما این دو رخداد را نباید به معنای پایان نفوذ اجتماعی یا نظامی شبکه‌های جنوبی دانست. ساختار سیاسی STC منحل شد، اما بسیاری از نیروها، فرماندهان و شبکه‌های محلی همچنان باقی ماندند و در ساختارهای جدید بازتعریف شدند.

در همین مرحله، العمالقة تحت فرمان ابوزرعه مسیر متفاوتی را طی کرد. این نیرو در تأمین امنیت عدن نقش بیشتری گرفت و به همکاری نزدیک‌تر با ساختارهای مورد حمایت عربستان وارد شد.

این تغییر، نتیجه یک تصمیم لحظه‌ای نبود. اختلافات میان ابوزرعه و برخی رهبران STC، از جمله عیدروس الزبیدی، پیش از بحران ژانویه افزایش یافته بود. بنابراین خروج امارات و سقوط STC فرصت را برای تبدیل یک شکاف سیاسی به یک آرایش امنیتی جدید فراهم کرد.

فصل سیزدهم: آیا العمالقة «سعودی» شد؟

پاسخ کوتاه، خیر؛ یا دست‌کم نه به معنای کامل و سازمانی.

در سال ۲۰۲۶ بخش اصلی العمالقة در کنار نیروهای مورد حمایت عربستان و دولت یمن قرار گرفت و در امنیت عدن و سپس در جبهه ساحل غربی نقش مهمی پیدا کرد. ACLED نیز در طبقه‌بندی داده‌های خود جایگاه این نیرو را از یک گروه مسلح سیاسی به بخشی از ساختار نیروهای دولتی تحت PLC تغییر داد.

اما این تحول با ادغام کامل در ارتش ملی تفاوت دارد. مرکز مطالعات صنعا در گزارش‌های ۲۰۲۶ از العمالقة به عنوان نمونه‌ای از یک نیروی «هیبریدی» یاد کرده است: نیرویی که در عمل مانند یک بازیگر دولتی رفتار می‌کند و با ارتش و دولت هماهنگ می‌شود، اما همچنان تماماً در ساختار رسمی دولت حل نشده است.

این شاید دقیق‌ترین تعریف از موقعیت کنونی العمالقة باشد: نه صرفاً شبه‌نظامی سابق، نه ارتش ملی کامل؛ بلکه نیرویی که در حال انتقال از شبکه نیابتی به ساختار امنیتی دولتی است، بدون آنکه هنوز تمام منابع استقلال خود را از دست داده باشد.

فصل چهاردهم: شکاف درون خود العمالقة

یکی از مهم‌ترین نکات جدید سال ۲۰۲۶ این است که نباید العمالقة را یک واحد کاملاً یکپارچه فرض کرد.

گزارش‌های سال جاری از وجود بخش‌هایی با پیوندهای باقی‌مانده با امارات در کنار بدنه اصلی نزدیک‌تر به ساختار سعودی حکایت دارند. این شکاف نتیجه طبیعی سال‌ها شبکه‌سازی خارجی، فرماندهی محلی و وابستگی‌های متفاوت است.

به همین دلیل، اصطلاح «حامی العمالقة» نیز باید با احتیاط استفاده شود. امارات ممکن است از یک شبکه تاریخی حمایت کرده باشد، عربستان اکنون بخش مهمی از ساختار را پشتیبانی کند، اما فرماندهان محلی و نیروهای اجتماعی داخل سازمان نیز در تعیین رفتار آن نقش دارند.

فصل پانزدهم: طارق صالح؛ متحد نظامی، رقیب سیاسی بالقوه

رابطه العمالقة با طارق صالح نمونه دیگری از پیچیدگی اردوگاه ضدحوثی است. هر دو در ساحل غربی جنگیده‌اند و هر دو سابقه حمایت امارات دارند. اما طارق صالح و نیروهای مقاومت ملی عمدتاً از شبکه‌های شمالی و پروژه حفظ یمن واحد می‌آیند، در حالی که العمالقة پایگاه جنوبی قدرتمندی دارد.

در نتیجه، آنها می‌توانند در برابر حوثی‌ها متحد باشند، بدون آنکه درباره شکل نهایی دولت یمن توافق داشته باشند.

تحولات سپتامبر ۲۰۲۶ این مشکل را دوباره آشکار کرد. هنگامی که حوثی‌ها در ساحل غربی پیشروی کردند، رقابت و ضعف هماهنگی میان نیروهای مختلف ضدحوثی به یکی از عوامل آسیب‌پذیری جبهه تبدیل شد. این تجربه نشان داد که مسئله اصلی اردوگاه دولت فقط کمبود نیروی نظامی نیست؛ مشکل، هماهنگ کردن نیروهایی با گذشته، فرماندهی و اهداف متفاوت است.

فصل شانزدهم: سپتامبر ۲۰۲۶؛ بازگشت جنگ به ساحل غربی

در سپتامبر ۲۰۲۶، درگیری‌ها در یمن بار دیگر به‌شدت تشدید شد و ساحل غربی به یکی از کانون‌های اصلی نبرد تبدیل شد. حوثی‌ها در یک حمله گسترده در ساحل دریای سرخ پیشروی کردند و کنترل المخا و مناطق پیرامون باب‌المندب را به دست گرفتند. نماینده ویژه سازمان ملل در ۱۰ سپتامبر اعلام کرد که حوثی‌ها در آن مقطع کنترل المخا را به دست گرفته‌اند و وضعیت میدانی همچنان سیال است.

این تحول از نظر نمادین و نظامی بسیار مهم بود: شهری که العمالقة در سال‌های نخست جنگ برای بازپس‌گیری آن ساخته و تقویت شده بود، بار دیگر به مرکز جنگ تبدیل شد.

در هفته‌های بعد، العمالقة و نیروهای سپر الوطن در محورهای غربی و جنوبی درگیر شدند و برای جلوگیری از گسترش حوثی‌ها به سمت ارتفاعات مشرف بر ساحل تلاش کردند.

فصل هفدهم: باب‌المندب؛ آزمون واقعی العمالقة

در ۴ اکتبر ۲۰۲۶ شورای رهبری ریاست‌جمهوری یمن آغاز عملیات «فجر یمن» را اعلام کرد؛ عملیاتی که هدف اعلام‌شده آن بازپس‌گیری مناطق تصرف‌شده توسط حوثی‌ها و احیای کنترل دولت بر سرزمین بود.

در ۵ و ۶ اکتبر، نیروهای مورد حمایت عربستان با پشتیبانی سنگین هوایی در محور باب‌المندب و ذباب پیشروی کردند. العمالقة یکی از نیروهای اصلی عملیات بود و در کنار نیروهای سپر الوطن در محور تنگه وارد نبرد شد.

دولت یمن از بازپس‌گیری مواضعی در اطراف باب‌المندب و ذباب خبر داد، اما حوثی‌ها بخشی از این ادعاها را رد کردند و گزارش‌های مستقل نیز نشان می‌دهد وضعیت برخی نقاط همچنان متغیر است. بنابراین در این مرحله باید میان «ادعای کنترل» و «کنترل تثبیت‌شده» تفاوت گذاشت.

اهمیت باب‌المندب فراتر از یمن است. این تنگه دریای سرخ را به خلیج عدن متصل می‌کند و یکی از گلوگاه‌های اصلی تجارت و انرژی جهان است. در همین چارچوب، بحث مسیرهای جایگزین کشتیرانی و فشار بر گذرگاه‌های منطقه‌ای نیز اهمیت پیدا می‌کند؛ موضوعی که در گزارش پیشین نشریه کوه ران درباره مسیرهای تازه دور زدن هرمز نیز بررسی شده است. از همین رو، بازگشت جنگ به این منطقه می‌تواند پیامدهایی برای کشتیرانی، بازار انرژی و امنیت دریایی در سطح منطقه‌ای و جهانی داشته باشد.

فصل هجدهم: خشونت میدان جنگ و مسئله انضباط نظامی

در جریان نبردهای اکتبر ۲۰۲۶، ویدئوهایی که رویترز آنها را راستی‌آزمایی کرده، خودروهای زرهی نیروهای دولتی را در حال زیر گرفتن چند نیروی حوثی نشان دادند؛ در میان افراد دیده‌شده در تصاویر، اشخاصی مسلح و نیز افرادی وجود داشتند که در لحظه برخورد ظاهراً مقاومت مسلحانه‌ای نشان نمی‌دادند.

سخنگوی العمالقة اعلام کرد که نیروها تصور کرده بودند افراد در حال تسلیم شدن هستند، اما سپس با شلیک مواجه شده‌اند و درباره این حادثه تحقیق خواهد شد. این روایت مورد اختلاف است و ادعاهای مربوط به جنایت جنگی نیازمند بررسی مستقل حقوقی و میدانی است.

اهمیت این حادثه برای بحث حاضر فقط حقوق بشری نیست. هرچه العمالقة بیشتر در ساختار رسمی دولت ادغام شود، مسئله پاسخ‌گویی، زنجیره فرماندهی و رعایت قوانین جنگ نیز اهمیت بیشتری پیدا می‌کند. انتقال یک نیروی غیردولتی به ساختار دولت فقط به معنای دریافت عنوان رسمی نیست؛ مسئولیت حقوقی و نهادی آن نیز تغییر می‌کند.

فصل نوزدهم: امروز العمالقة دقیقاً کجای نقشه قدرت یمن ایستاده است؟

در اکتبر ۲۰۲۶ می‌توان جایگاه العمالقة را در چند سطح همزمان تعریف کرد.

  • از نظر نظامی: یکی از مهم‌ترین نیروهای زمینی دولت یمن در جبهه جنوب و ساحل غربی است.
  • از نظر سیاسی: فرمانده آن، ابوزرعه المحرمی، عضو شورای رهبری ریاست‌جمهوری است.
  • از نظر منطقه‌ای: بخش اصلی نیرو اکنون در معماری امنیتی مورد حمایت عربستان فعالیت می‌کند.
  • از نظر تاریخی: ریشه‌های آن به مقاومت جنوب و شبکه امنیتی ساخته‌شده با حمایت امارات بازمی‌گردد.
  • از نظر سازمانی: هنوز نمی‌توان آن را با اطمینان یک نیروی کاملاً ادغام‌شده در ارتش ملی دانست.
  • از نظر اجتماعی: پایگاه جنوبی، قبایلی و مذهبی آن همچنان در رفتار و هویت نیرو اهمیت دارد.

فصل بیستم: تناقض اصلی؛ قدرتی که دولت به آن نیاز دارد اما از آن می‌ترسد

پارادوکس العمالقة همین‌جاست. دولت یمن برای بازپس‌گیری سرزمین از حوثی‌ها به نیروهایی نیاز دارد که سال‌ها تجربه جنگ و فرماندهی مستقل پیدا کرده‌اند. اما همان استقلال، در صورت پایان جنگ یا تغییر توازن قدرت، می‌تواند مانعی برای ایجاد یک ارتش ملی واحد باشد.

این مسئله مخصوص العمالقة نیست. Nation’s Shield، نیروهای مقاومت ملی، نیروهای سابق STC، نیروهای قبایلی و دیگر تشکل‌های مسلح نیز همین مشکل را دارند.

در نتیجه، مسئله اصلی پس از هر پیروزی نظامی احتمالی، این خواهد بود که این نیروها چگونه در یک ساختار فرماندهی مشترک قرار می‌گیرند؛ چه کسی حقوق آنها را می‌پردازد؛ چه کسی فرماندهان را منصوب می‌کند؛ سلاح سنگین در اختیار چه نهادی قرار می‌گیرد؛ و مهم‌تر از همه، در صورت اختلاف میان مرکز و جنوب، وفاداری آنها به کدام سطح از قدرت خواهد بود.

فصل بیست‌ویکم: سه آینده ممکن برای العمالقة

آینده العمالقة را می‌توان در قالب سه مسیر اصلی بررسی کرد؛ نه به عنوان پیش‌بینی قطعی، بلکه به عنوان سه سناریوی تحلیلی.

سناریوی نخست: ادغام تدریجی. در این مسیر، العمالقة به تدریج زیر فرماندهی رسمی دولت و وزارت دفاع قرار می‌گیرد، بودجه و زنجیره فرماندهی آن رسمی‌تر می‌شود و بخشی از فرماندهان در ساختار ارتش ادغام می‌شوند.

سناریوی دوم: ادغام ناقص و امنیت هیبریدی. در این حالت، العمالقة در عملیات مشترک با دولت باقی می‌ماند، اما سازمان و شبکه فرماندهی مستقل خود را نیز حفظ می‌کند. این مسیر با الگوی مشاهده‌شده در سال ۲۰۲۶ سازگارتر است، هرچند آینده آن به تحولات جنگ و سیاست بستگی دارد.

سناریوی سوم: بازگشت رقابت‌های درون جنوب. اگر تهدید حوثی‌ها کاهش یابد و مسئله نمایندگی جنوب دوباره به مرکز سیاست بازگردد، اختلاف میان نیروهای جنوبی بر سر اینکه چه کسی نماینده واقعی جنوب است می‌تواند دوباره برجسته شود.

نتیجه‌گیری: العمالقة دیگر فقط یک نیروی ضدحوثی نیست

العمالقة را نمی‌توان فقط یک شبه‌نظامی، یک نیروی سلفی، یک ابزار امارات، یا یک ارتش جنوبی دانست. هرکدام از این تعاریف بخشی از واقعیت را می‌گیرد و بخش دیگری را حذف می‌کند.

این نیرو از خلأ دولت و بحران تاریخی جنوب رشد کرد؛ با حمایت امارات به یک نیروی رزمی مؤثر تبدیل شد؛ در ساحل غربی و شبوه تجربه و اعتبار نظامی به دست آورد؛ فرمانده آن وارد عالی‌ترین سطح ساختار سیاسی دولت شد؛ و پس از خروج رسمی امارات و فروپاشی ساختار STC، بخش اصلی آن به معماری امنیتی مورد حمایت عربستان نزدیک شد.

اما این داستان پایان نیافته است. در سپتامبر ۲۰۲۶، حوثی‌ها بار دیگر به ساحل غربی رسیدند و المخا و مناطق پیرامون باب‌المندب را به میدان اصلی جنگ تبدیل کردند. در اکتبر، العمالقة در خط مقدم ضدحمله دولت قرار گرفت. به این ترتیب، نیرویی که در ابتدا برای کنترل همین ساحل ساخته شده بود، پس از یک چرخه کامل تاریخی دوباره به همان نقطه بازگشته است.

تناقض اصلی اینجاست: هرچه العمالقة در جنگ مؤثرتر باشد، اهمیت آن برای دولت بیشتر می‌شود؛ اما هرچه مستقل‌تر و قدرتمندتر بماند، ساختن یک ارتش ملی واحد دشوارتر خواهد بود.

از سوی دیگر، مسئله جنوب نیز با انحلال STC از بین نرفته است. اگر جنگ با حوثی‌ها روزی کاهش یابد، پرسش درباره نمایندگی سیاسی جنوب، رابطه عدن با صنعا، سهم مناطق جنوبی از منابع و جایگاه نیروهای مسلح محلی دوباره به سطح اول سیاست یمن بازخواهد گشت.

به همین دلیل، العمالقة را باید نه پایان یک پروژه اماراتی، نه آغاز یک پروژه سعودی، بلکه نمونه‌ای از تحول قدرت در یمن دانست: نیرویی که ابتدا در خلأ دولت متولد شد، سپس بخشی از دولت شد، اما هنوز کاملاً در دولت حل نشده است.

و اکنون، در نبرد باب‌المندب، مسئله فقط این نیست که چه کسی یک تپه یا یک شهر را تصرف می‌کند. مسئله بزرگ‌تر این است که پس از پایان این مرحله از جنگ، چه کسی سلاح، امنیت و نمایندگی جنوب یمن را در اختیار خواهد داشت.

پرسش‌های کلیدی

آیا العمالقة هنوز نیروی اماراتی است؟
امارات این نیرو را در شکل‌گیری و توسعه اولیه آن حمایت کرد، اما پس از خروج رسمی امارات از یمن در ژانویه ۲۰۲۶، بخش اصلی العمالقة در کنار ساختارهای مورد حمایت عربستان قرار گرفت. با این حال، بخشی از شبکه‌های قدیمی همچنان پیوندهای متفاوتی دارند و نمی‌توان یکدستی کامل فرض کرد.

آیا العمالقة بخشی از ارتش دولت یمن است؟
جایگاه آن در ۲۰۲۶ به ساختار دولت نزدیک‌تر شده و در طبقه‌بندی برخی داده‌های مستقل نیز در چارچوب نیروهای دولتی قرار گرفته است؛ با این حال، ادغام کامل سازمانی و پایان استقلال فرماندهی آن هنوز قطعی نیست.

رابطه العمالقة با شورای انتقالی جنوب چیست؟
این دو شبکه تاریخی و سیاسی نزدیکی داشته‌اند و هر دو با امارات ارتباط داشته‌اند، اما العمالقة از ابتدا زیرمجموعه ساده STC نبود. انحلال رسمی STC در ژانویه ۲۰۲۶ نیز به معنای از میان رفتن همه شبکه‌های جنوبی نبود.

چرا باب‌المندب برای العمالقة مهم است؟
باب‌المندب همان منطقه‌ای است که العمالقة در نخستین سال‌های شکل‌گیری برای جنگ در آن سازمان یافت. بازگشت نبرد به این منطقه در سپتامبر و اکتبر ۲۰۲۶، اهمیت نظامی و ژئوپلیتیکی این نیرو را همزمان دوباره برجسته کرده است.

یادداشت روش‌شناسی و منابع

در این مقاله میان واقعیت‌های مستند، گزارش‌های میدانی، تحلیل مراکز پژوهشی و سناریوهای احتمالی تفکیک شده است. ادعاهای مربوط به کنترل سرزمین در جریان نبردهای سپتامبر و اکتبر ۲۰۲۶، به دلیل سیال بودن میدان جنگ، با احتیاط بیان شده‌اند و هرجا لازم بوده به موضع طرف‌های درگیر نیز اشاره شده است.

منابع اصلی مورد استفاده برای بازنگری این مقاله عبارت‌اند از: مرکز مطالعات صنعا (Sana’a Center for Strategic Studies)، سازمان ملل و دفتر فرستاده ویژه سازمان ملل در امور یمن، ACLED، Reuters، Associated Press و منابع رسمی دولت یمن، عربستان و امارات.

منابع کلیدی:

آخرین به‌روزرسانی‌ها

اعتراض‌های فرانسه و بلژیک؛ خشم واقعی یا هدایت سیاسی؟

اعتراض‌های فرانسه و بلژیک؛ خشم واقعی یا هدایت سیاسی؟

اعتراض‌های دانش‌آموزی فرانسه و بلژیک بر بستر بحران آموزش و فشارهای اقتصادی شکل گرفته‌اند.

رسانه‌های بلژیک ۱۷ مهر؛ اعتراض اتحادیه‌ها

رسانه‌های بلژیک ۱۷ مهر؛ اعتراض اتحادیه‌ها

مرور چندمنبعی رسانه‌های بلژیک در ۹ اکتبر ۲۰۲۶؛ اختلاف بر سر کاهش کسری بودجه، اعتراض اتحادیه‌های کارگری و دانش‌آموزان، و پیامدهای اجتماعی تصمیم‌های مالی دولت.

رسانه‌های عربستان در هفده مهر

رسانه‌های عربستان در هفده مهر

مرور تحلیلی گزارش‌های رسانه‌های سعودی در ۷ تا ۹ اکتبر ۲۰۲۶؛ تفکیک دو موج حمله به فرودگاه‌ها، مواضع سیاسی درباره یمن، تنش با ایران و نشانه‌های فشار اقتصادی.

رسانه های ترکیه، هفده مهر

رسانه های ترکیه، هفده مهر

بررسی موضع آنکارا در قبال پیمان دفاعی مکه، حمایت از عربستان، ملاحظات تهران و چالش تصویب تعهدات نظامی در پارلمان ترکیه.

رسانه های آمریکا، هفده مهر

رسانه های آمریکا، هفده مهر

مروری تحلیلی بر رقابت‌های کنگره و سنا، هزینه زندگی، پول انتخاباتی، کسری بودجه، منازعه دولت و رسانه‌ها، مهاجرت نیروی کار و پیوند جنگ با ایران و قیمت انرژی در سیاست داخلی آمریکا.

اسرائیل پس از نتانیاهو؟

اسرائیل پس از نتانیاهو؟

نتانیاهو هنوز رفتنی قطعی نیست؛ اما انتخابات ۲۷ اکتبر می‌تواند پایان دوره او را رقم بزند.

رسانه های ترکیه، شانزده مهر

رسانه های ترکیه، شانزده مهر

آنکارا میان تهران و ریاض   خبر مهم روز، جزئیات حمایت ترکیه از عربستان در برابر حملات حوثی‌هاست.

رسانه های اسرائیل، شانزده مهر

رسانه های اسرائیل، شانزده مهر

تصویر امروز را نمی‌توان فقط به دوگانه نتانیاهو در برابر مخالفانش تقلیل داد.

روزنامه های فرانسه، شانزده مهر

روزنامه های فرانسه، شانزده مهر

خلاقیت جمعی یا خشم اجتماعی؟

پشت پرده قدرت در دولت دوم ترامپ

پشت پرده قدرت در دولت دوم ترامپ

ترجمه فارسی «پشت پرده قدرت در دولت دوم ترامپ»؛ نوشتهٔ مگی هابرمن و جاناتان سوان.

تا کی جهان می‌تواند «شوک ایران» را تاب بیاورد؟

تا کی جهان می‌تواند «شوک ایران» را تاب بیاورد؟

اختلال در عرضه نفت، قیمت‌های نفت و اقتصاد جهانی تا به اینجا به‌طرز شگفت‌آوری قابل‌مدیریت بوده است.

غروب طولانی چین

غروب طولانی چین

افول جمعیتی، فلج سیاسی و سرنوشت قدرت‌های بزرگ نویسنده: کارل مینزنر ترجمه: عباس دقیقی در طول سال‌های پررونق دوران اصلاحات، از سال ۱۹۷۸ تا اوایل دهه ۲۰۰۰، چین کشوری سرشار از کارگران مولد بود.

جنگ با ایران، ضعف در روابط آمریکا و کشورهای خلیج فارس را آشکار می‌کند

جنگ با ایران، ضعف در روابط آمریکا و کشورهای خلیج فارس را آشکار می‌کند

نویسنده: مروان المعشر | وزیر سابق امور خارجه اردن نه پیمان ابراهیم و نه حضور پایگاه‌های بزرگ آمریکا، هیچ‌کدام برای محافظت از کشورهای عربی خلیج فارس کافی نیستند.

هشدار رئیس صندوق بین‌المللی پول

هشدار رئیس صندوق بین‌المللی پول

منبع: رویترز| کریستالینا جورجیوا، مدیر عامل صندوق بین‌المللی پول (IMF)، روز چهارشنبه هشدار داد که اقتصاد جهانی تحت تأثیر قیمت‌های پایدار و بالای انرژی، بدهی عمومی بی‌سابقه و خطرات ناشی از…

رسانه های لبنان، پانزده مهر

رسانه های لبنان، پانزده مهر

رسانه‌های لبنانی امروز بیش از آنکه مشغول بازخوانی خودِ حمله حماس باشند، درگیر پیامدهایی هستند که این حادثه برای ساختار قدرت لبنان به وجود آورده است.

رسانه‌های فرانسه، پانزده مهر

رسانه‌های فرانسه، پانزده مهر

در میان مطالب امروز «لوموند»، «فیگارو» و «لو پاریزین» یک محور مشترک دیده می‌شود: اعتراض دانش‌آموزان دیگر یک اعتراض صنفی محدود نیست.

رسانه‌های اسرائیل، پانزده مهر

رسانه‌های اسرائیل، پانزده مهر

یکی از مهم‌ترین مطالب امروز، دعوت ارتش به تغییرات پس از ۷ اکتبر است.

رسانه ایران، سیزده مهر

رسانه ایران، سیزده مهر

مرور صفحه‌های نخست و مطالب منتشرشده در روزنامه‌های ایران در دوشنبه ۱۳ مهر ۱۴۰۵، برابر با ۵ اکتبر ۲۰۲۶، تصویری پیچیده‌تر از فضای رسمی کشور نشان می‌دهد.

رسانه های امریکا، سیزده مهر

رسانه های امریکا، سیزده مهر

آمریکا در ۵ اکتبر؛ جنگ در آستانهٔ تبدیل شدن به مسئله‌ای داخلی آنچه در رسانه‌های آمریکا بیش از همه جلب توجه می‌کند، مسئلهٔ «دوام» جنگ و هزینه‌های داخلی آن است پنجم اکتبر در رسانه‌های آمریک…

رسانه های چین، سیزده مهر

رسانه های چین، سیزده مهر

پشت صحنهٔ سیاست داخلی چه می‌گوید؟