آمریکا در ۵ اکتبر؛ جنگ در آستانهٔ تبدیل شدن به مسئلهای داخلی
آنچه در رسانههای آمریکا بیش از همه جلب توجه میکند، مسئلهٔ «دوام» جنگ و هزینههای داخلی آن است
پنجم اکتبر در رسانههای آمریکا روزی نبود که صرفاً با اخبار حملات، مواضع نظامی و تحولات دیپلماتیک تعریف شود. در میان گزارشهای منتشرشده در آسوشیتدپرس، واشنگتنپست، رویترز، شبکهٔ سیبیاس و دیگر رسانههای اصلی، موضوعی بهتدریج در حال برجسته شدن است: جنگ ایران و پیامدهای آن دیگر فقط یک مسئلهٔ سیاست خارجی نیست.
جنگ اکنون به قیمت نفت، وضعیت نیروهای آمریکایی، عملکرد پنتاگون، آیندهٔ انتخابات میاندورهای و حتی رابطهٔ دولت با رأیدهندگان روستایی گره خورده است.
در چنین فضایی، پرسش اصلی رسانههای آمریکایی نیز اندکی تغییر کرده است. بحث دیگر فقط این نیست که آمریکا چه میزان توان نظامی برای ادامهٔ جنگ دارد؛ پرسش دشوارتر این است که آیا واشنگتن میداند چگونه و چه زمانی باید این جنگ را به پایان برساند؟
یمن؛ بازگشت یک پروندهٔ قدیمی به مرکز بحران
مهمترین تحول نظامی روز در جنوب دریای سرخ رخ داد. نیروهای دولت مورد شناسایی بینالمللی یمن عملیات گستردهای را علیه حوثیها آغاز کردند و ائتلاف به رهبری عربستان اعلام کرد بیش از صد جنگنده در پشتیبانی از این عملیات مشارکت دارند.
آسوشیتدپرس گزارش داده است که آمریکا از این عملیات با ارائهٔ اطلاعات و کمک در برنامهریزی پشتیبانی میکند، اما شواهدی از مشارکت مستقیم هواپیماهای آمریکایی در حملات ارائه نشده است. این تمایز مهم است و نباید حمایت اطلاعاتی و برنامهریزی را با عملیات مستقیم آمریکا یکی دانست.
دولت یمن و ائتلاف عربستان همچنین مدعی پیشروی در مناطق ساحلی و ایجاد پوشش هوایی بر بابالمندب شدهاند. با این حال، جزئیات عملیات هنوز بهطور مستقل تأیید نشده است. بنابراین خبر قطعی، آغاز عملیات است؛ نه آنکه بتوان با اطمینان گفت کنترل بابالمندب تغییر کرده است.
اهمیت این تحول از آن جهت است که یمن دیگر پروندهای مستقل از جنگ ایران نیست. حوثیها در محاسبات واشنگتن بخشی از شبکهٔ منطقهای همسو با ایران محسوب میشوند و هرگونه گسترش جنگ در دریای سرخ میتواند بر تجارت جهانی و بازار انرژی اثر بگذارد.
اما اینجا یک سؤال مهمتر وجود دارد: آیا عملیات تازه قرار است صرفاً مواضع حوثیها را عقب براند یا هدفی سیاسی برای پایان دادن به تهدید آنها دارد؟
این پرسش برای آمریکا تازه نیست.
سایهٔ عملیات قبلی بر تصمیمهای امروز
واشنگتنپست در یک گزارش تحقیقی مهم، به اختلافهای درونی پنتاگون در سال ۲۰۲۵ دربارهٔ نحوهٔ برخورد با حوثیها پرداخته است. بر اساس این گزارش، میان فرماندهان ارشد آمریکایی دربارهٔ شدت عملیات، اهداف نظامی، هزینهٔ مهمات و پیامدهای حملات اختلاف وجود داشت.
عملیات «سوارکار خشن» بیش از هزار حملهٔ هوایی انجام داد، اما در نهایت با میانجیگری عمان متوقف شد و حوثیها توانستند بخشی از قدرت خود را بازیابی کنند. گزارش واشنگتنپست اکنون این تجربه را به مسئلهٔ ایران پیوند میدهد و میپرسد آیا دولت آمریکا از آن درس گرفته است یا نه.
این شاید یکی از مهمترین زیرلایههای پوشش رسانهای امروز آمریکا باشد.
مسئله کمبود قدرت آتش نیست. آمریکا میتواند حجم عظیمی از حملات را انجام دهد. مسئله این است که حملهٔ نظامی چگونه باید به نتیجهٔ سیاسی تبدیل شود.
اگر چنین پیوندی وجود نداشته باشد، عملیات میتواند یک گروه مسلح را برای مدتی عقب براند، اما به حل مسئله منجر نشود.
هرمز؛ نفت هنوز جریان دارد، اما هزینهٔ جریان آن بالا رفته است
در بازار انرژی نیز تصویر پیچیدهتر از آن چیزی است که از تیترهای جنگی به دست میآید.
دادههای شرکت کپلر نشان میدهد صادرات نفت کشورهای خاورمیانه بهجز ایران در چهار روز از هفت روز پایانی سپتامبر از سطح پیش از جنگ عبور کرده است. این امر باعث شده قیمت نفت، دستکم در کوتاهمدت، با وجود ادامهٔ جنگ به شکل انفجاری افزایش پیدا نکند. گروه هفت نیز تصمیم گرفته است حدود صد میلیون بشکه از ذخایر اضطراری نفت و فرآوردههای نفتی خود را آزاد کند.
اما این تنها نیمی از ماجراست.
جریان نفت ممکن است ادامه داشته باشد، ولی هزینهٔ انتقال آن افزایش یافته است. نرخ حمل نفتکشهای بزرگ در منطقه جهش کرده و مسیرهای جایگزین نیز پرهزینهتر و ناکارآمدتر هستند. در نتیجه، حتی بدون توقف کامل صادرات، ناامنی دریایی میتواند قیمت نهایی انرژی را بالا نگه دارد.
این نکته از نظر سیاسی برای واشنگتن بسیار مهم است.
بسته بودن هرمز تنها یکی از سناریوهای خطرناک است؛ کافی است عبور نفت از این منطقه ناامن، گران و غیرقابل پیشبینی شود.
در این صورت، دولت آمریکا با مسئلهای روبهرو خواهد بود که آزادسازی ذخایر راهبردی بهتنهایی حلش نمیکند.
اقتصاد آمریکا؛ اشتغال پایین نیست، اما بازار کار دیگر پرقدرت نیست
در پنجم اکتبر، رویترز یکی از مهمترین گزارشهای اقتصادی روز را منتشر کرد؛ گزارشی که تصویری دوگانه از اقتصاد آمریکا ارائه میدهد.
نرخ بیکاری ۴٫۲ درصد است؛ عددی که از نظر تاریخی پایین محسوب میشود و با اشتغال کامل فاصلهٔ زیادی ندارد. اما بازار کار دیگر پویایی دورهٔ پس از همهگیری را ندارد. استخدام کند شده، جابهجایی نیروی کار کاهش یافته و رشد واقعی درآمد خانوارها ضعیفتر از گذشته است.
نکتهٔ مهمتر این است که سیاستهای دولت ترامپ هنوز نتوانستهاند تحول چشمگیری در اشتغال صنعتی ایجاد کنند. اشتغال کارخانهای اکنون حدود ۱۲٫۶ میلیون نفر است؛ اندکی کمتر از سطحی که دولت ترامپ در آغاز دورهٔ فعلی از دولت پیشین تحویل گرفت.
بنابراین میان وعدهٔ سیاسی و نتیجهٔ اقتصادی فاصله وجود دارد.
دولت ترامپ تعرفه، مقرراتزدایی و بازگرداندن تولید صنعتی به آمریکا را از محورهای اصلی سیاست اقتصادی خود قرار داده است. اما اقتصاد آمریکا آنقدر بزرگ و پیچیده است که تغییر ساختار اشتغال صنعتی در مدت کوتاه بسیار دشوار است.
از سوی دیگر، تورم همچنان بخشی از افزایش دستمزد را خنثی میکند. نتیجه برای خانوار آمریکایی میتواند این باشد که شغل وجود دارد، اما احساس بهبود اقتصادی به همان اندازه وجود ندارد.
همین تفاوت میان «آمار خوب» و «احساس اقتصادی مردم» در آستانهٔ انتخابات اهمیت پیدا میکند.
انتخابات میاندورهای؛ جنگ به پای صندوق رأی رسیده است
واشنگتنپست در تحلیل انتخاباتی پنجم اکتبر، دموکراتها را در موقعیت مساعدتری نسبت به ماههای گذشته توصیف میکند. جمهوریخواهان همچنان از نظر منابع مالی دست بالا را دارند، اما دموکراتها در چندین رقابت مهم سنا و تعداد قابل توجهی از حوزههای مجلس نمایندگان در حال گسترش میدان رقابت هستند.
در مجلس نمایندگان، جمهوریخواهان تنها اکثریتی بسیار شکننده دارند و دموکراتها برای تغییر کنترل مجلس به افزایش خالص سه کرسی نیاز دارند. در سنا نیز رقابت در چند ایالت که پیشتر برای جمهوریخواهان امنتر به نظر میرسید، جدیتر شده است.
با این حال، هنوز نمیتوان از پیروزی قطعی دموکراتها سخن گفت. نقشهٔ انتخاباتی، بازطراحی حوزهها و برتری مالی جمهوریخواهان همچنان موانع مهمی برای دموکراتها هستند.
آنچه تغییر کرده، فضای سیاسی است.
دولت ترامپ دیگر نمیتواند انتخابات را جدا از پیامدهای اقتصادی جنگ مدیریت کند. قیمت سوخت، هزینهٔ زندگی و نگرانی از طولانی شدن جنگ مستقیماً وارد رقابتهای انتخاباتی شدهاند.
آسوشیتدپرس در همین روز گزارش کرده که ترامپ برای کمک به جمهوریخواهان به نبراسکا رفته، اما در آنجا با نارضایتی دامداران از قیمت بالای سوخت و سیاست واردات گوشت روبهرو شده است.
این مسئله شاید در ظاهر محلی باشد، اما از نظر سیاسی اهمیت دارد: بخش بزرگی از پایگاه انتخاباتی ترامپ در مناطق روستایی و ایالتهای محافظهکار قرار دارد.
سربازان آمریکایی؛ روایت دیگری از جنگ
در میان گزارشهای پنجم اکتبر، گزارش آسوشیتدپرس دربارهٔ نظامیان آمریکایی مجروح در حملهٔ پهپادی ایران به بندر شعیبه در کویت از اهمیت ویژهای برخوردار است.
شش سرباز آمریکایی در حملهٔ اول مارس کشته شدند و شماری دیگر بهشدت مجروح شدند. اکنون سیزده نظامی، عمدتاً افسر، با آسوشیتدپرس گفتوگو کردهاند و مدعی شدهاند که فرماندهان نظامی تهدید ایران را دستکم گرفته بودند و سامانهٔ درمانی ارتش نیز پس از حمله در مواردی نتوانسته نیازهای مجروحان را بهموقع پاسخ دهد.
پنتاگون این روایت را نمیپذیرد و میگوید مجروحان مطابق استانداردهای پزشکی مناسب درمان شدهاند. تحقیقات ارتش نیز هنوز بهطور کامل منتشر نشده است.
بنابراین نمیتوان همهٔ ادعاهای مطرحشده از سوی نظامیان را بهعنوان واقعیت اثباتشده پذیرفت.
اما خودِ انتشار این روایت اهمیت دارد.
جنگ زمانی وارد مرحلهٔ سیاسی خطرناکتری میشود که هزینهٔ آن فقط در گزارشهای اطلاعاتی و آمار عملیات دیده نشود، بلکه از زبان سربازان، خانوادههای کشتهشدگان و مجروحان وارد فضای عمومی شود.
دولت آمریکا زیر فشار چندگانه
اگر گزارشهای امروز را کنار هم بگذاریم، تصویر آمریکا بیش از آنکه تصویر یک دولت ناتوان باشد، تصویر دولتی است که همزمان چند مسئلهٔ پرهزینه را مدیریت میکند.
جنگ ایران ادامه دارد.
یمن دوباره شعلهور شده است.
امنیت دریایی در هرمز و بابالمندب شکننده است.
قیمت نفت در محدودهٔ صد دلار باقی مانده است.
بازار کار هنوز قوی است، اما شتاب سابق را ندارد.
و انتخابات میاندورهای وارد مرحلهٔ تعیینکننده شده است.
هیچکدام از این عوامل بهتنهایی الزاماً برای دولت ترامپ بحرانزا نیست. مشکل، اثر متقابل آنهاست.
افزایش قیمت انرژی میتواند فشار تورمی ایجاد کند. تورم میتواند نارضایتی اقتصادی را افزایش دهد. نارضایتی اقتصادی میتواند در انتخابات اثر بگذارد. و فشار انتخاباتی میتواند تصمیمگیری دربارهٔ ادامه یا پایان جنگ را دشوارتر کند.
این چرخه هنوز به نقطهٔ بحرانی نرسیده است؛ اما وجود آن را نمیتوان نادیده گرفت.
چین؛ رقابت بزرگتر همچنان در پسزمینه حضور دارد
در کنار خاورمیانه، رقابت آمریکا و چین نیز در پوشش خبری پنجم اکتبر ادامه دارد.
رویترز در یک گزارش تحقیقی دربارهٔ سامانهٔ لجستیکی چینی «لوژینک» نشان داده است که پروژهای که در واشنگتن زمانی بهعنوان ابزاری بالقوه برای افزایش نفوذ چین بر دادههای تجارت جهانی دیده میشد، در خارج از چین با شکستها و عقبنشینیهای جدی روبهرو شده است.
اما نکتهٔ مهم در این گزارش آن است که نمیتوان این عقبنشینی را صرفاً پیروزی فشار آمریکا دانست؛ مشکلات مالی، حقوقی و مدیریتی خود پروژه نیز در آن نقش داشتهاند.
این احتیاط مهم است، زیرا در فضای رقابت فزایندهٔ آمریکا و چین، هر شکست یک شرکت چینی الزاماً شکست راهبردی چین نیست.
مسئلهٔ اصلی: چگونه از جنگ خارج شویم؟
مجموعهٔ گزارشهای پنجم اکتبر یک پرسش مشترک را برجسته میکند: آمریکا چگونه میتواند از جنگی که وارد هشتمین ماه شده خارج شود، بدون آنکه خروج بهعنوان عقبنشینی تعبیر شود؟
این مسئله در یمن آشکار است. عملیات قبلی آمریکا علیه حوثیها نتوانست تهدید را برای همیشه از میان ببرد. اکنون واشنگتن از عملیات نیروهای دولت یمن و عربستان پشتیبانی میکند، اما هنوز روشن نیست این عملیات چه نتیجهٔ سیاسی نهایی خواهد داشت.
در هرمز نیز آمریکا میتواند با آزادسازی ذخایر نفتی فشار فوری بازار را کاهش دهد، اما نمیتواند با ذخایر راهبردی، مسئلهٔ امنیت کشتیرانی را حل کند.
در داخل نیز دولت با اقتصادی مواجه است که هنوز اشتغال بالایی دارد، اما دیگر همان تحرک گذشته را ندارد.
و در انتخابات، دموکراتها در حال گسترش میدان رقابت هستند؛ هرچند هنوز نتیجه قطعی نیست.
از این منظر، مهمترین موضوع رسانههای آمریکا در پنجم اکتبر نه یک حمله، یک سخنرانی یا حتی یک تصمیم مشخص است.
موضوع اصلی دوام است.
آیا فشار نظامی میتواند بدون گسترش بیشتر جنگ ادامه پیدا کند؟
آیا بازار انرژی میتواند بدون جهش تازهٔ قیمتها پایدار بماند؟
آیا دولت میتواند هزینهٔ جنگ را پیش از آنکه به مسئلهٔ اصلی انتخابات تبدیل شود کنترل کند؟
و مهمتر از همه، آیا واشنگتن برای پایان جنگ، همان اندازه که برای آغاز و ادامهٔ آن ابزار در اختیار دارد، گزینهٔ سیاسی نیز دارد؟
فعلاً پاسخ روشنی به این پرسشها وجود ندارد.
و همین ابهام، شاید دقیقترین تصویری باشد که میتوان از فضای رسانهای آمریکا در پنجم اکتبر به دست داد: آمریکا هنوز قدرت ادامه دادن دارد؛ آنچه بیش از گذشته محل تردید است، توانایی تعریف یک پایان سیاسی برای این جنگ است.


















