آنکارا میان تهران و ریاض
خبر مهم روز، جزئیات حمایت ترکیه از عربستان در برابر حملات حوثیهاست. گزارش رویترز، که در رسانههای ترکیه نیز بازتاب گسترده داشت، میگوید حمایت فعلی آنکارا شامل تجهیزات نظامی، اشتراک اطلاعات، سامانههای تسلیحاتی، پشتیبانی لجستیکی، اپراتورهای پهپاد، شناسایی و کمک به برنامهریزی دفاعی است؛ اما تاکنون اعزام نیروی رزمی ترکیه در چارچوب پیمان مکه صورت نگرفته است. میزان مشارکت ترکیه پس از تصویب توافق در پارلمان میتواند افزایش یابد.
این جزئیات اهمیت زیادی دارد. ترکیه هنوز وارد جنگ مستقیم با حوثیها نشده، اما دیگر صرفاً ناظر بحران هم نیست.
از میانجیگری به قدرتِ قابل استفاده
هاکان فیدان، وزیر خارجه ترکیه، پس از نشست فوقالعاده پیمان مکه در ریاض، دو مسیر را همزمان مطرح کرد: بررسی حمایت نظامی از عربستان و بررسی راهحل سیاسی و گفتوگو برای بحران یمن. او همچنین گفت روند نهادینهکردن پیمان دفاعی ترکیه، عربستان و پاکستان تقریباً به پایان رسیده است.همین دوگانگی، کلید فهم سیاست ترکیه است.
آنکارا نمیخواهد فقط «میانجی» باشد؛ میخواهد در صورت شکست دیپلماسی، ابزار امنیتی نیز در اختیار داشته باشد. در عین حال نمیخواهد ابزار امنیتی جدیدش آن را به طرف مستقیم جنگ با ایران تبدیل کند. این همان تغییری است که در رسانههای ترکیه دیده میشود: ترکیه از سیاستِ صرفاً گفتوگو به سیاستِ گفتوگو همراه با قدرت بازدارنده حرکت میکند.
پیمان مکه؛ مسئله فقط عربستان نیست
در ظاهر، پیمان مکه برای دفاع از عربستان در برابر حملات حوثیهاست. فیدان پیشتر صریحاً گفته بود این توافق علیه هیچ کشور مشخصی طراحی نشده و ایران هدف آن نیست. او حتی تأکید کرده بود که پیمان ماهیت دفاعی دارد و در صورت حمله به یکی از اعضا فعال میشود.
اما تحولات این هفته، معنای عملی توافق را پیچیدهتر کرده است.حوثیها در محاسبات امنیتی منطقه به ایران پیوند داده میشوند و اکنون ترکیه در حال کمک نظامی به عربستان برای مقابله با آنهاست. بنابراین حتی اگر ایران در متن توافق «دشمن» تعریف نشده باشد، تهران عملاً وارد محاسبات امنیتی پیمان شده است. این همان شکافی است که باید میان متن حقوقی و واقعیت ژئوپلیتیک توافق گذاشت.
چرا آنکارا فعلاً از اعزام مستقیم نیرو فاصله گرفته است؟
این شاید مهمترین جزئیات غیرکلیشهای ماجرا باشد. ترکیه میتوانست از همان ابتدا مشارکت خود را به حضور نظامی مستقیم تبدیل کند، اما فعلاً سطحی پایینتر از درگیری را انتخاب کرده است: تجهیزات، اطلاعات، دفاع هوایی، پهپاد و پشتیبانی فنی.
این مدل برای آنکارا چند مزیت دارد. از یک سو به ریاض نشان میدهد که پیمان مکه فقط یک سند سیاسی نیست و ترکیه در لحظه بحران حاضر به استفاده از ظرفیت نظامی خود است. از سوی دیگر، هنوز فاصلهای میان ترکیه و جنگ مستقیم در یمن باقی میماند؛ فاصلهای که از نظر روابط با ایران و همچنین از نظر سیاست داخلی ترکیه اهمیت دارد.
به همین دلیل، تصمیم پارلمان ترکیه درباره پیمان مکه یک نقطه عطف خواهد بود. تا پیش از آن، آنکارا بخشی از توان نظامی خود را در اختیار ریاض گذاشته، اما هنوز تعهد کامل پیمان را به مرحله نهایی نرسانده است.
اینجا تفاوت آنکارا با یک ائتلاف ضدایرانی آشکار میشود.
ترکیه در همان حال که به عربستان کمک دفاعی میکند، موضع خود را بهگونهای تنظیم کرده که امکان تماس با تهران و نقشآفرینی دیپلماتیک را حفظ کند. حتی در روایت رسمی فیدان، مسئله یمن صرفاً نظامی نیست و همزمان باید برای حل سیاسی آن گفتوگو کرد.
به بیان دیگر، آنکارا در حال ساختن یک وضعیت دوگانه است:
در ریاض، شریک امنیتی؛ در تهران، طرف قابل گفتوگو. این الزاماً به معنای میانجیگری فعال میان ایران و عربستان نیست و شواهد موجود برای چنین ادعایی کافی نیست. اما نشان میدهد ترکیه قصد ندارد رابطه با تهران را به بهای همکاری امنیتی با ریاض از دست بدهد.
یک شکاف در خود پیمان مکه
رسانههای منتقد ترکیه به نقطه دیگری نیز توجه کردهاند: آیا میتوان توافقی را که هنوز به تصویب پارلمان نرسیده، در عمل اجرا کرد؟
روزنامه Sözcü این پرسش را از زبان نامیک تان، نماینده حزب Yeni Parti، مطرح کرده و درباره وضعیت حقوقی توافق و احتمال اعزام نیرو یا تجهیزات نظامی سؤال کرده است.
فارغ از موضع سیاسی تان، این بحث یک مسئله واقعی را آشکار میکند: هرچه نقش نظامی ترکیه در عربستان بزرگتر شود، مسئله نظارت پارلمانی و حدود اختیار دولت نیز حساستر خواهد شد.
در نتیجه، پرونده عربستان فقط یک مسئله سیاست خارجی نیست؛ میتواند به مسئله سیاست داخلی ترکیه نیز تبدیل شود.
ترکیه نمیخواهد انتخاب کند؛ میخواهد اهرم بسازد
اگر اخبار این روز را کنار هم بگذاریم، یک الگوی مهمتر دیده میشود. آنکارا با عربستان وارد همکاری امنیتی واقعی شده است؛ نه صرفاً بیانیه سیاسی. اما همزمان، فیدان همچنان بر راهحل سیاسی و گفتوگو تأکید میکند. این یعنی ترکیه در حال ایجاد چیزی فراتر از میانجیگری سنتی است: توانایی اثرگذاری از دو مسیر دیپلماسی و امنیت. در صورت تشدید بحران، ترکیه برای حمایت از ریاض ابزار نظامی خواهد داشت.
در صورت بازشدن مسیر مذاکره، همچنان میتواند خود را از یک طرف مستقیم جنگ جدا نگه دارد. و در صورت تغییر موازنه، امکان عقبنشینی از مشارکت نظامی مستقیم را نیز برای خود حفظ کرده است. این انعطاف احتمالاً یکی از مهمترین دلایل انتخاب مشارکت فنی و دفاعی در مرحله کنونی است.


















