خلاقیت جمعی یا خشم اجتماعی؟
سه روزنامه اصلی، با سه زبان سیاسی متفاوت، به یک نقطه رسیدهاند: مدرسه دیگر فقط موضوع آموزش نیست. مدرسه به محل برخورد چند بحران تبدیل شده است؛ بحران اقتدار دولت، بحران عدالت آموزشی، بحران بودجه عمومی، بحران اعتماد و مهمتر از همه، بحران رابطه نسل جوان با آینده.
اما آنها این واقعیت را یکسان تفسیر نمیکنند.
لوموند، از فرسایش رابطه دولت و جوانان و آسیب دیدن حق اعتراض مینویسد؛ لیبراسیون در حرکت دانشآموزان چیزی فراتر از خشم میبیند و بر ظهور یک نسل سیاسی و حتی شادی اعتراضی آن تأکید میکند؛ فیگارو بیش از همه نگران از دست رفتن نظم، اقتدار و سرایت اعتراض به دیگر گروههای اجتماعی است؛ و لو پاریزین با نگاهی عملگرایانهتر میپرسد آیا دولت میتواند پیش از اتصال اعتراضات مختلف به یکدیگر، آنها را جداگانه مهار کند.
لوموند: دولت زمان میخرد، اما مسئله را حل نمیکند
مقاله اصلی سیاسی «لوموند» با عنوان «سباستین لوکورنو زیر فشار انباشت بحرانها» مستقیماً به تغییر لحن نخستوزیر میپردازد. لوکورنو که در روزهای نخست نسبت به اعتراضات موضع سختتری داشت، چهارشنبه شب در تلویزیون ظاهر شد و از «خشم جوانان» و «اضطرابها» سخن گفت و به نوعی نرمش نشان داد.
اما نکته مهم مقاله در همینجا آغاز میشود: لحن دولت تغییر کرده، نه سیاست آن. لوکورنو از گفتوگو و شنیدن صدای دانشآموزان سخن میگوید، اما حاضر نشده مطالبات اصلی آنها، از بازسازی مدارس تا استخدام نیرو و تغییرات مورد درخواست در نظام آموزشی، را تأمین مالی کند.
دلیل هم روشن است: دولت با کسری بودجه، نرخ بهره بالاتر، فشار بازارها و نبود اکثریت پایدار در پارلمان روبهروست. نخستوزیر صریحاً استدلال میکند که نمیتوان برای هر بحران هزینه جدیدی ایجاد کرد، زیرا ممکن است کاهش فشار امروز، هزینه سنگینتری برای فردا بسازد.
در اینجا «لوموند» به تناقض اصلی دولت میرسد: دولت میخواهد بحران اجتماعی را آرام کند، بدون آنکه منابع لازم برای پاسخ به آن را داشته باشد. و این تفاوت مهمی با یک بحران معمول خیابانی دارد.
در بحرانهای قبلی، دولت میتوانست با امتیاز اقتصادی، وعده اصلاح یا افزایش هزینه عمومی بخشی از اعتراض را خنثی کند. این بار خودِ محدودیت مالی دولت به بخشی از مسئله تبدیل شده است.
«لوموند» به همین دلیل از «superposition des crises» یا «رویهمافتادن بحرانها» سخن میگوید: بحران دبیرستانها، قدرت خرید، کشاورزان، انرژی و بودجه عمومی دیگر کاملاً مستقل از یکدیگر نیستند.
یک نکته ظریفتر در سرمقاله «لوموند»
سرمقاله ۸ اکتبر این روزنامه با عنوان «متحرک شدن دبیرستانها؛ تثبیت یک جنبش اجتماعی» حتی از این هم جلوتر میرود.
مسئله از نظر «لوموند» فقط مطالبات دانشآموزان نیست؛ شیوه برخورد دولت با اعتراض است.
این روزنامه معتقد است مدیریت بیش از حد امنیتیِ اعتراضات، تحت تأثیر تجربه «جلیقهزردها»، به حق اعتراض آسیب زده است.
این نگاه با یک اتفاق مشخص تقویت میشود: استفاده از نارنجک صوتی پس از مجروح شدن شدید یک دانشآموز ۱۵ ساله به طور موقت متوقف شده و ۱۸ پرونده در بازرسی پلیس فرانسه درباره خشونت علیه دانشآموزان گشوده شده است.
بنابراین برای «لوموند»، بحران در نقطهای حساس قرار گرفته است:
اگر دولت اعتراض را صرفاً مسئله نظم عمومی ببیند، ممکن است خودِ شیوه کنترل اعتراض به عاملی برای گسترش آن تبدیل شود.
لیبراسیون: اتفاق مهمتر، ظهور یک زبان سیاسی جدید است
شماره ۸ اکتبر «لیبراسیون» از همه روزنامههای مورد بررسی، آشکارتر تلاش میکند از سطح «درگیری پلیس و دانشآموز» فاصله بگیرد.
این روزنامه یک پرونده ویژه با همکاری مورخان منتشر کرده و چند مقاله را کنار یکدیگر قرار داده است: «انقلابها دوباره محبوب شدهاند»، «جوانی که با شادی برمیخیزد»، «نسل Z با بدهی مشکل دارد»، «بازگشت دکترین مارسلن» و «نسل Z و ۶-۷: جوانان خودشان را نامگذاری میکنند».
در مقاله مورخ ماتیلد لارر، توجه اصلی به پلاکاردهای دانشآموزان است. او از بازگشت ارجاعات به ۱۷۸۹ و مه ۱۹۶۸ سخن میگوید؛ دانشآموزان شعارهای خود را در کارگاههای کوچک میسازند، درباره آنها بحث میکنند و سپس آنها را در شبکههای اجتماعی منتشر میکنند. به این ترتیب، شعارها فقط ابزار اعتراض نیستند؛ خودشان تبدیل به رسانه جنبش میشوند.
این مشاهده بسیار مهمتر از آن است که در نگاه اول به نظر میرسد.
دانشآموزان فقط علیه چیزی اعتراض نمیکنند؛ دارند برای خودشان یک روایت تاریخی میسازند.
آنها خود را در امتداد انقلاب فرانسه یا مه ۶۸ تعریف میکنند، حتی اگر این ارجاعات از نظر تاریخی دقیق یا یکدست نباشند.
برای «لیبراسیون»، این نشانه شکلگیری هویت سیاسی است.
اما چرا «شادی» مهم شده است؟
مقاله مامه فاتو نیان، مورخ و استاد دانشگاه، حتی از این هم فراتر میرود. او با اشاره به پوشش رسانهای خشونتهای اطراف مدارس، میگوید تصویر غالب از این جنبش، بخش دیگری از آن را پنهان کرده است: شادی و خلاقیت جوانان.
این نسل، به تعبیر او، کودکان دورهای است که از ۲۰۱۵ به بعد مجموعهای از حملات تروریستی، سپس کووید، کنترل دولتی و بحرانهای پیدرپی را تجربه کرده است. با این حال، در خیابان صرفاً ترس یا اضطراب نشان نمیدهد؛ نوعی شادی جمعی و بازیگوشی سیاسی نیز دیده میشود.
این شاید یکی از جالبترین تفاوتهای شماره امروز «لیبراسیون» با روایت معمول رسانهای باشد.
اعتراض لزوماً از افسردگی اجتماعی به وجود نمیآید؛ گاهی از احساس امکان تغییر به وجود میآید.
نسل ضد با بدهی مشکل دارد: نقطه اتصال مدرسه و اقتصاد
مقاله نیکولا دلاندال در «لیبراسیون» از مهمترین مطالب تحلیلی شماره امروز است.
او میان تجربه نسلی دانشآموزان و تاریخ اقتصادیای که در آن متولد شدهاند ارتباط برقرار میکند: این نوجوانان در حوالی بحران بدهیهای دولتی اوایل دهه ۲۰۱۰ به دنیا آمدهاند؛ بعد کووید و تبعات مالی آن را تجربه کردهاند و اکنون با پیامدهای تغییرات اقلیمی نیز روبهرو هستند.
اهمیت مقاله در این نیست که میگوید «جوانان بدهکارند».
مسئله این است که این نسل از کودکی شاهد صحبت مداوم درباره کمبود، بدهی، صرفهجویی و ضرورت کاهش هزینهها بوده است، در حالی که از آنها انتظار میرود خود را برای آیندهای رقابتی آماده کنند.
اینجا اعتراض به مدرسه معنای دیگری پیدا میکند. وقتی دانشآموز میگوید کلاس مناسب میخواهد، معلم کافی میخواهد یا با چیزی مشکل دارد، الزاماً فقط درباره کیفیت یک ساختمان یا یک نرمافزار اعتراض نمیکند. او درباره مسیر ورود خودش به بزرگسالی اعتراض میکند.
«لیبراسیون» یک نکته دیگر را هم برجسته میکند: خودنامگذاری
مقاله «نسل Z و ۶-۷؛ جوانان خودشان را نامگذاری میکنند» به روندی اشاره میکند که ارزش توجه بیشتری دارد.
جوانان نه فقط به عنوان «نسل Z» از سوی رسانهها معرفی میشوند؛ خودشان نیز از این عنوانها، شوخیهای اینترنتی و اصطلاحات شبکههای اجتماعی برای تعریف هویت جمعی استفاده میکنند.
این اتفاق میتواند اهمیت سیاسی داشته باشد.
جنبش اجتماعی زمانی تغییر میکند که شرکتکنندگان در آن دیگر صرفاً «معترض» نباشند و خودشان را بهعنوان یک نسل ببینند.
هنوز نمیتوان گفت چنین هویتی در فرانسه تثبیت شده است.
اما روزنامه امروز «لیبراسیون» دقیقاً در حال ثبت همین لحظه است.
«فیگارو»: مسئله از مدرسه فراتر رفته و حالا مسئله اقتدار است
«فیگارو» در شماره ۸ اکتبر تقریباً همان مجموعه وقایع را از زاویه کاملاً متفاوتی میخواند.
تیتر اصلی روزنامه این است: «لوکورنو، تحت فشار مکرون، تلاش میکند خشمها را آرام کند».
اما تیتر کنار آن بسیار گویاتر است: «تله آشوب هدایتشده».
در این روایت، مسئله اصلی این نیست که آیا مطالبات دانشآموزان مشروعاند یا نه؛ مسئله این است که آیا دولت میتواند میان پاسخ دادن به اعتراض و حفظ اقتدار عمومی تعادل برقرار کند.
«فیگارو» حتی مقالهای با عنوان «آیا واقعاً مدارس فرانسه کمبود منابع دارند؟» منتشر کرده است. این عنوان بهتنهایی نشاندهنده اختلاف مبنایی این روزنامه با «لیبراسیون» است.
«فیگارو» نمیخواهد پیشفرض «کمبود منابع» را بدون بررسی بپذیرد. در مقاله دیگری نیز میپرسد: «زمان میخریم یا ناتوانی خود را میپذیریم؟» این پرسش، قلب نگاه روزنامه به دولت است. از نظر «فیگارو»، مشکل فقط این نیست که دولت پول ندارد؛ مسئله این است که آیا دولت هنوز قادر است بحران را مدیریت کند و اولویت تعیین کند یا نه.
اما در «فیگارو» هم یک اعتراف مهم وجود دارد
جالب است که حتی این روزنامه محافظهکار، در کنار نقد اعتراضات، مقالهای با عنوان «شکستهای آموزش ملی ما» منتشر کرده است.
خلاصه منتشرشده در شماره امروز میگوید اگر باید خشم دانشآموزان را جدی گرفت، باید مطالبات آنها درباره ساختمان مدارس و برنامه آموزشی را نیز جدی گرفت؛ حتی اگر مسئولیت بخشهای مختلف میان دولت و مناطق تقسیم شده باشد.
یعنی اختلاف «فیگارو» با «لیبراسیون» الزاماً بر سر وجود مشکل نیست. اختلاف بر سر علت و راهحل است.
«لیبراسیون» میگوید این بحران نشانه شکست یک مدل اجتماعی و آموزشی است.
«فیگارو» بیشتر میگوید نظام آموزشی شکستهایی واقعی دارد، اما پاسخ به آن نباید به تسلیم شدن دولت در برابر شعارهای سیاسی تبدیل شود.
این تفاوت، بسیار مهمتر از اختلاف ساده چپ و راست است.
یک نرمافزار که تبدیل به نماد شده است
یکی از مطالب مهم «فیگارو» در بخش دیدگاه، حمله مستقیم به مطالبه لغو Parcoursup است.
این نکته را نباید صرفاً یک دعوای سیاسی میان فیگارو و ژان-لوک ملانشون دانست.
Parcoursup به نماد یک تجربه بزرگتر تبدیل شده است: رقابت برای ورود به دانشگاه و این احساس که مسیر تحصیل، دیگر یک مسیر روشن و قابل پیشبینی نیست.
برای نسلهای قدیمیتر، مدرسه قرار بود وسیلهای برای تحرک اجتماعی باشد.
اکنون بخشی از نسل جوان احساس میکند مدرسه بیشتر شبیه یک سیستم غربالگری است.
از همینجاست که بحث «انتخاب» به بحث «عدالت» تبدیل میشود.
این همان موضوعی است که «لیبراسیون» نیز در مقالهای با عنوان «انتخاب آموزشی برای پنهان کردن بدبختی است» از زبان جامعهشناس پل پاسکالی دنبال میکند.
در نتیجه، Parcoursup شاید در ظاهر یک پلتفرم اداری باشد، اما در ذهن معترض میتواند نماد یک پرسش بسیار بزرگتر باشد:
چه کسی حق دارد تصمیم بگیرد من در جامعه چه جایگاهی داشته باشم؟
«لو پاریزین»: دولت از چیزی میترسد که هنوز اتفاق نیفتاده است
سرمقاله اولیویه اوگوست در «لو پاریزین» از نظر سیاسی شاید دقیقترین متن روزنامههای امروز باشد.
عنوان آن: «دانشآموزان، گازوئیل… لوکورنو و سوخت اعتراض».
او تصمیم دولت برای آزاد کردن بخشی از ذخایر راهبردی سوخت را در کنار بحران مدارس و فشار بر کشاورزان قرار میدهد. دولت میخواهد قیمت گازوئیل را پایین بیاورد، بدون آنکه دوباره بسته مالی بزرگی ارائه کند. همزمان قرار است برای کشاورزان نیز اقدامات جدیدی اعلام شود.
«همگرایی مبارزات» هنوز بیشتر یک احتمال است تا یک واقعیت. این نکته باید جدی گرفته شود.
در فضای سیاسی فرانسه، همه از «همگرایی» حرف میزنند؛ اما دانشآموزان، کشاورزان، رانندگان، کارمندان و گروههای دیگر هنوز جنبش واحدی تشکیل ندادهاند. آنچه وجود دارد، همزمانی چند نارضایتی است. ترس دولت این است که این همزمانی به همبستگی تبدیل شود.
–
اعتراض دانشآموزی توانسته همزمان چند موضوع را وارد یک فضای سیاسی مشترک کند؛ آموزش، هزینه زندگی، سوخت، بودجه، پلیس، آینده شغلی و انتخابات ۲۰۲۷.
دولت نیز به همین دلیل لحن خود را تغییر داده است، اما هنوز حاضر نیست منابعی متناسب با ابعاد مطالبات اختصاص دهد. «لوموند» این تناقض را بهروشنی ثبت کرده: دولت وعده «پاسخهای مشخص و تأمینشده» میدهد، اما از پذیرش هزینههای اصلی مطالبات دانشآموزان خودداری میکند.
این بنبست، مهمتر از خودِ تعداد معترضان است. زیرا اگر دولت امتیاز بدهد، با مسئله بودجه مواجه میشود. اگر امتیاز ندهد، با خطر ماندگاری اعتراض روبهروست. اگر برخورد امنیتی را تشدید کند، ممکن است بخشی از جامعه را علیه شیوه مدیریت بحران متحد کند. و اگر بیش از حد عقبنشینی کند، منتقدانش آن را نشانه ضعف خواهند دانست.
مسئله فرانسه در ۸ اکتبر، بنابراین نه «شورش جوانان» است و نه صرفاً «بحران مدرسه». مسئله، ظرفیت دولت برای پاسخ دادن به مطالبات جامعهای است که انتظاراتش افزایش یافته، اما توان مالی و سیاسی دولت برای پاسخ دادن به آنها کاهش یافته است. این همان شکافی است که در صفحات امروز روزنامههای فرانسه دیده میشود.


















