
مرور تحولات روزدهم آبان ۱۴۰۵
از میز مذاکره تا انتخابات و بحرانهای سیاسی و نهادی
این شماره چهار محور را دنبال میکند: مسیر دشوار گفتوگوهای ایران و آمریکا، پیامدهای سیاسی و انتخاباتی جنگ، مناقشه بر سر اعتبار نهادهای سیاسی در هند و اروپا، و دو پروندۀ حقوق بشری و امنیت سایبری.
۱مذاکرات ادامه دارد، اما هنوز توافقی در کار نیست
گزارشها از بیش از دوازده ساعت رایزنی میان میانجیگران قطری و مقامهای ایرانی در تهران و تداوم تماسها در دوحه حکایت دارند. بااینحال، این تحولات را نباید بهمعنای آغاز مذاکرات مستقیم یا نزدیکشدن قطعی به توافق دانست. عباس عراقچی از بررسی پیام جیدی ونس خبر داده، اما برگزاری دیداری فوری با مقامهای آمریکایی را رد کرده است.
اختلاف اصلی بر سر ترتیب امتیازدهی است: واشینگتن خواهان امتیازهای هستهای ایران است؛ تهران پایان محاصرۀ دریایی، آزادسازی داراییهای مسدودشده و امکان ازسرگیری صادرات نفت را پیششرط پیشرفت میداند. در طرح ایران، بازگشایی تنگۀ هرمز نیز به اجرای شروطی در یک بازۀ هفتروزه گره خورده است. پیشنهاد جداگانۀ قطر برای اعتمادسازی، از جمله دسترسی بازرسان آژانس به تأسیسات آسیبدیده در برابر کاهش محدود تحریمها، موضوعی مستقل است و نباید با طرح هفتروزۀ ایران یکی گرفته شود.
در این میان، محسن رضایی مدعی شده است که پاسخهای اخیر آمریکا نشاندهندۀ آمادگی واشینگتن برای پذیرش هفت شرط ایران است؛ اما این ادعا در گزارشهای مستقل تأیید نشده و مقامهای آمریکایی نیز پذیرش این شروط را اعلام نکردهاند. در سوی دیگر، ترامپ از امکان حمله به یک یا دو هدف باقیمانده در برنامۀ هستهای ایران سخن گفته است، اما مارکو روبیو تأکید کرده که تصمیمی برای ازسرگیری حملات گرفته نشده است. بنابراین، گزینۀ نظامی همچنان روی میز است، اما نمیتوان حملهای تازه را تصمیمی قطعی تلقی کرد.
تهدید رهبر ایران به پاسخ فوری و بدون محدودیت جغرافیایی، همراه با سخنان رضایی دربارۀ بررسی احتمال تغییر دکترین هستهای در صورت ازسرگیری جنگ، سطح خطر را افزایش میدهد. بااینحال، خود رضایی تصریح کرده است که هنوز تصمیم رسمی تازهای دربارۀ تغییر این دکترین اتخاذ نشده است. این تمایز اهمیت دارد: طرح بحث تغییر دکترین، لزوماً بهمعنای تصمیم برای ساخت سلاح هستهای نیست.
۲هزینههای جنگ به مسئلهای انتخاباتی در آمریکا و عاملی در تشدید بحران سیاسی اسرائیل تبدیل شده است
در آمریکا، نگرانی از هزینۀ زندگی، قیمت انرژی و پیامدهای جنگ با ایران به یکی از نقاط آسیبپذیر دولت ترامپ پیش از انتخابات میاندورهای ۳ نوامبر تبدیل شده است. در نظرسنجی مشترک AP-NORC، تنها ۲۸ درصد از عملکرد ترامپ در قبال ایران رضایت داشتهاند و ۶۹ درصد گفتهاند که جنگ ارزش هزینههایش را نداشته است. این ارقام نشان میدهند که مسئله فقط موفقیت یا شکست نظامی نیست؛ دولت باید هزینههای اقتصادی و سیاسی ادامۀ جنگ را نیز در داخل کشور توضیح دهد.
بااینحال، نباید از رقابتهای انتخاباتی نتیجهای قطعی استخراج کرد. رقابت تگزاس میان جیم تالاریکو و کن پکستون نزدیک است و فاصلۀ نامزدها بهاندازهای نیست که بتوان نتیجه را پیش از روز رأیگیری قطعی دانست.
در اسرائیل نیز نتایج انتخابات به پیروزی قاطع هیچیک از دو اردوگاه نینجامیده است: بلوک نتانیاهو ۵۳ کرسی، بلوک مخالفان ۴۸ کرسی و احزاب عرب ۱۹ کرسی به دست آوردهاند. هیچیک از این مجموعهها به اکثریت ۶۱ کرسی نرسیدهاند. بنابراین، تعبیر دقیقتر نه «شکست کامل نتانیاهو»، بلکه از دست رفتن اکثریت پیشین و دشوارترشدن تشکیل دولت است. اهمیت ۱۹ کرسی احزاب عرب از آن روست که هرگونه تغییر در موازنۀ پارلمانی میتواند به موضع و تصمیم این احزاب وابسته باشد؛ بااینحال، همکاری با آنها برای بخشی از نیروهای سیاسی اسرائیل همچنان خط قرمز است.
۳بحران اعتماد به نهادهای سیاسی، از هند تا اروپا
در هند، اعتراض مخالفان به بازنگری فهرستهای انتخاباتی صرفاً منازعهای حزبی و معمولی نیست. نام بیش از ۱۳۰ میلیون نفر از پیشنویس فهرستها حذف شده است. کمیسیون انتخابات میگوید این حذفها عمدتاً مربوط به افراد فوتشده، افرادی است که محل سکونتشان تغییر کرده، یا موارد ثبت تکراری. مخالفان مدعیاند این روند به حذف نام رأیدهندگان واجد شرایط، بهویژه در میان اقلیتها، انجامیده است. گزارش تحقیقی ایندین اکسپرس نیز از اعتراضهای مکرر دو عضو دیگر کمیسیون به تصمیمهای رئیس آن خبر داده است. این گزارشها بهتنهایی تقلب انتخاباتی را اثبات نمیکنند؛ بااینحال، پرسشهای جدی دربارۀ شفافیت تصمیمگیری و استقلال نهاد ناظر ایجاد میکنند.
در فرانسه و آلمان، اعتراضهای جوانان بیش از آنکه جنبشی واحد با برنامهای سیاسی مشترک باشد، مجموعهای از نارضایتیهای ملموس را بازتاب میدهد: هزینۀ زندگی و مسکن، وضعیت مدارس و خدمات عمومی، کاهش بودجهها و مخالفت با سربازی اجباری. در فرانسه، شمار معترضان در سومین آخرهفتۀ اعتراضها در مقایسه با هفتههای پیش کاهش یافته است؛ در آلمان نیز بیشتر تجمعها مسالمتآمیز بودهاند و موارد خشونت و غارت در چند شهر را نمیتوان نمایندۀ بخش غالب اعتراضها دانست. تقلیل این اعتراضها به «شورش خیابانی» علت اصلی نارضایتیها را پنهان میکند؛ همانطور که معرفی آنها بهعنوان خیزشی یکپارچه نیز با شواهد موجود سازگار نیست.
۴دو خبر فراتر از منازعات انتخاباتی
در یمن، مرگ محمد الشامی، کارمند حقوق بشری سازمان ملل، در بازداشت حوثیها پس از بیش از دو سال حبس، وجه انسانی و حقوقی جنگ را برجسته میکند. سازمان ملل خواستار تحقیق مستقل دربارۀ علت مرگ او شده و اعلام کرده است که تا میانۀ اکتبر، ۷۱ نفر از کارکنانش همچنان در بازداشت بودهاند. اتهام جاسوسی که حوثیها مطرح کردهاند نیز، بنا بر گزارش منتشرشده، با شواهد عمومی مستند نشده است.
در حوزۀ امنیت سایبری، افبیآی کرۀ شمالی را مسئول سرقت بیش از ۶ میلیارد دلار دارایی مجازی از صرافی بایننس دانسته است. بایننس اعلام کرده است که حدود ۹۰ درصد خسارت را جبران کرده؛ حال آنکه در برخی گزارشها رقم ۹۵ درصد ذکر شده است. این اختلاف احتمالاً از تفاوت زمان انتشار گزارشها یا شیوۀ محاسبۀ داراییهای بازیابیشده ناشی میشود. بنابراین، رقم ۹۰ درصد را باید آماری دانست که در آن مقطع از سوی شرکت اعلام شده است، نه نتیجۀ حسابرسی نهایی و مستقل.