مقالات

نامه‌ی سرگشاده‌ی رئیس‌جمهور پیشین اوکراین به ترامپ

تصویر شاخص نامه سرگشاده ویکتور یوشچنکو، رئیس‌جمهور پیشین اوکراین، درباره جنگ و صلح اوکراین
نویسنده: ویکتور یوشچنکو، رئیس‌جمهور پیشین اوکراین

تاریخ انتشار: ۱۵ اکتبر ۲۰۲۶

متن نامه

آقای رئیس‌جمهور،

این کلمات را بدون تعارفات دیپلماتیک و زبان تشریفاتی می‌نویسم. ساده و بی‌پرده می‌نویسم؛ از انسانی به انسان دیگر و از رئیس‌جمهوری به رئیس‌جمهوری دیگر؛ از زبان دو مرد که می‌دانند در تاریخ لحظاتی فرا می‌رسد که تصمیم‌ها نه‌فقط سرنوشت ملت‌ها، بلکه سرنوشت خودِ آزادی را رقم می‌زنند.

برای اوکراینی‌ها، آزادی مفهومی انتزاعی نیست. شعاری نیست که در بیانیه‌ای سیاسی گنجانده شده باشد. آزادی در خون ما جاری است. این میراث از نسلی به نسل دیگر به ما رسیده است: از نیاکان قزاقمان، از اجدادی که آزادی، کرامت و سرزمینی را که خداوند به آنان بخشیده بود، بیش از هر چیز دیگری ارج می‌نهادند.

ما ملتی ریشه‌دار در خاک هستیم. هویت ما از عشق به خانه، مزرعه، روستا، شهر، کلیسا، خانواده و آسمانی که بر فراز سرمان گسترده است، شکل گرفته است. اوکراینی‌ها هرگز در پی تصاحب آنچه متعلق به ملت دیگری است، نبوده‌اند؛ اما در مقابل، هیچ‌گاه نیز از روی میل و اراده از آنچه متعلق به خودشان است، چشم نپوشیده‌اند.

آقای رئیس‌جمهور، به آنچه همین حالا، در همین لحظه، در اوکراین می‌گذرد نگاه کنید. شهرهای ما شب و روز زیر ضربات موشک‌های بالستیک روسیه، پهپادهای شاهد ایرانی و بمب‌های هوایی به لرزه درمی‌آیند.

روسیه ساختمان‌های مسکونی مردم عادی را در کی‌یف تاریخی هدف قرار می‌دهد؛ محله‌هایی را که ساکنانشان در خواب‌اند، در زاپوریژیا، اودسا، دنیپرو، خارکیف و شهرهای دیگر کشورمان بمباران می‌کند. خانواده‌ها در خانه‌های خود کشته می‌شوند. میلیون‌ها نفر زیر سایه‌ی تهدید آژیر بعدی، انفجار بعدی و شب دیگری زندگی می‌کنند که در آن از خود می‌پرسند آیا فرزندانشان صبح روز بعد هنوز زنده خواهند بود یا نه.

اولها مودرا همراه با دختر شش‌ساله‌اش، ناتالیا، در نزدیکی ساختمان مسکونی چندطبقه‌ای که در آن زندگی می‌کنند قدم می‌زند. این ساختمان در جریان حملات گسترده‌ی موشکی و پهپادی روسیه به کی‌یف، در ۲ ژوئن ۲۰۲۶، آسیب دیده است.

و هرگاه صحبت از «امتیازدهی» یا توافق با پوتین به میان می‌آید، پاسخ کرملین چیزی جز موشک‌های بیشتر، پهپادهای بیشتر و خون‌ریزی بیشتر نیست. این خانواده‌های اوکراینی هستند که بهای آن را می‌پردازند.

پشت هر آمار، یک زندگی انسانی قرار دارد. مادری فرزندش را به خاک می‌سپارد. کودکی کنار قبر پدرش می‌ایستد. خانواده‌ای به جایی بازمی‌گردد که زمانی خانه‌اش بوده است، اما اکنون جز بتن‌های شکسته و عکس‌هایی که در میان ویرانه‌ها پراکنده شده‌اند، چیزی نمی‌یابد.

این یک «درگیری» دوردست نیست. این واقعیت روزمره‌ی زندگی میلیون‌ها اوکراینی است.

با وجود این واقعیت، اوکراینی‌ها می‌شنوند که باید دست از جنگ بکشند؛ حملات خود به زیرساخت‌هایی را که هزینه‌ی جنگ روسیه را تأمین می‌کنند و ماشین جنگی این کشور را سرپا نگه می‌دارند، محدود کنند؛ و تجارت انرژی روسیه را از موشک‌ها و پهپادهایی که روسیه به سوی خانواده‌های اوکراینی می‌فرستد، جدا بدانند.

اما چنین جداسازی‌ای امکان‌پذیر نیست.

پولی که بابت سوخت روسیه پرداخت می‌شود، صرفاً چیزی انتزاعی به نام «تجارت» نیست. این پول اقتصاد روسیه را تأمین مالی می‌کند؛ اقتصادی که در خدمت جنگی تمام‌عیار قرار گرفته است. روسیه برای پیش بردن این جنگ ناعادلانه به منابع نیاز دارد و اوکراین می‌جنگد تا این منابع را از دسترس روسیه خارج کند.

میان متجاوز و ملتی که از خود دفاع می‌کند، تفاوتی عمیق و بنیادین از نظر اخلاقی وجود دارد.

آقای رئیس‌جمهور، آمریکا این تمایز را بهتر از بسیاری از ملت‌ها می‌داند. آمریکا می‌داند که باور به مهار متجاوز از طریق تجارت یا از میان بردن تهدید به کمک آن تا چه اندازه خطرناک است. تاریخ این درس را به بهایی فاجعه‌بار به ما آموخته است.

پیش از ورود ایالات متحده به جنگ جهانی دوم، آمریکا تجارت گسترده‌ای با امپراتوری ژاپن داشت که مواد و کالاهای دارای اهمیت راهبردی نیز بخشی از آن بود. واشنگتن سال‌ها امیدوار بود از گسترش جنگ در اقیانوس آرام جلوگیری کند. اما در نهایت، فشار اقتصادی و دیپلماسی نتوانستند از وقوع فاجعه جلوگیری کنند و در ۷ دسامبر ۱۹۴۱، پرل هاربر هدف حمله قرار گرفت.

تاریخ شاید عیناً تکرار نشود، اما بار دیگر همان پرسش‌ها را پیش روی ما می‌گذارد: وقتی به‌جای متوقف کردن تجاوز، به آن پاداش داده می‌شود، ملت‌های آزاد چه بهایی باید بپردازند؟

اوکراین زمانی اعتماد فوق‌العاده‌ای به نظم بین‌المللی‌ای داشت که ایالات متحده رهبری آن را بر عهده گرفته بود. با فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی، اوکراین یکی از بزرگ‌ترین زرادخانه‌های هسته‌ای جهان را به ارث برد. ما در جریان مذاکرات با متحدانمان پذیرفتیم که از این زرادخانه صرف‌نظر کنیم. این کار را انجام دادیم، زیرا باور داشتیم جهانی که بر پایه‌ی توافق‌ها اداره شود، امن‌تر از جهانی است که سلاح‌های هسته‌ای بر آن حکم می‌رانند.

در سال ۱۹۹۴، ایالات متحده آمریکا به همراه شرکای خود تفاهم‌نامه‌ی بوداپست را امضا کرد و در آن، اطمینان‌های رسمی درباره‌ی امنیت، حاکمیت و خدشه‌ناپذیری مرزهای اوکراین به این کشور داد.

امضاکنندگان متعهد شدند که اوکراین را تهدید نکنند و علیه آن از زور استفاده نکنند. آمریکا در قبال اوکراین مسئولیتی اخلاقی پذیرفت. پس امروز، هنگامی که دشمنی پیمان‌شکن به ما حمله کرده است، چگونه ممکن است کسی امضای آمریکا پای این سند را فراموش کند؟

اوکراین به تعهد خود وفادار ماند. روسیه تعهدش را زیر پا گذاشت.

این پیشینه امروز اهمیت دارد؛ زیرا وقتی کشوری قدرتمندترین سلاح‌های روی زمین را در ازای تعهدات بین‌المللی کنار می‌گذارد و سپس یکی از همان کشورهایی که این تعهدات را داده‌اند به آن حمله می‌کند، پیامدهای این اتفاق بسیار فراتر از اوکراین خواهد رفت.

همه‌ی کشورهای جهان این رویداد را زیر نظر دارند و از خود می‌پرسند آیا توافق با قدرت‌های بزرگ واقعاً معنایی دارد یا نه. آن‌ها می‌پرسند آیا کنار گذاشتن سلاح‌های هسته‌ای کشوری را امن‌تر می‌کند یا آن را در برابر تهدیدها آسیب‌پذیرتر می‌سازد. و آن‌ها آمریکا را زیر نظر دارند.

با مستبدان مذاکره نمی‌کنند؛ آن‌ها را متوقف می‌کنند.

آقای رئیس‌جمهور، پیوند میان ملت‌های ما از معاهده‌ها و روابط دیپلماتیک فراتر می‌رود. ما بارها در گذشته در کنار یکدیگر ایستاده‌ایم. گروهبان مایکل استرانک، یکی از شش تفنگدار دریایی آمریکا که پرچم این کشور را در ایووجیما برافراشت، از خانواده‌ای برخاسته بود که ریشه در منطقه‌ی لمکیوشچینا داشت. او در راه مبارزه برای ایالات متحده جان خود را از دست داد.

در آوریل ۱۹۴۵، هنگامی که نیروهای آمریکایی و شوروی در کنار رود اِلبه به یکدیگر رسیدند، نخستین کسی که ویلیام رابرتسون، ستوان آمریکایی، را در آغوش گرفت، پسری اوکراینی از منطقه‌ی چرکاسی به نام اولکساندر سیلواشکو بود.

سربازان اوکراینی در عراق و افغانستان در کنار نیروهای آمریکایی خدمت کرده‌اند. امروز نیز اوکراین همچنان تجربه‌ی نظامی‌ای را که به بهای سنگین به دست آورده است، با شرکای آمریکایی خود به اشتراک می‌گذارد؛ از جمله تخصص در مقابله با پهپادهای طراحی‌شده در ایران. اوکراینی‌ها و آمریکایی‌ها در دفاع از آزادی و مبارزه با استبداد، در کنار یکدیگر خون داده‌اند.

آقای رئیس‌جمهور، بیش از هر چیز می‌خواهم شما ــ و تمام جهان ــ یک موضوع را درک کنید:

روحیه‌ی مردم اوکراین را نمی‌توان درهم شکست و هرگز نیز درهم نخواهد شکست.

تمایل اوکراینی‌ها به صلح را با آمادگی برای تسلیم شدن اشتباه نگیرید. روحیه‌ی مردم اوکراین را نمی‌توان درهم شکست و هرگز نیز درهم نخواهد شکست.

هیچ ملتی به اندازه‌ی ملتی که فرزندانش کشته می‌شوند، خواهان صلح نیست. اما صلح را نمی‌توان از طریق وادار کردن قربانی به پرداخت بهای جنایت‌های متجاوز به دست آورد. ما نمی‌توانیم با صلحی موافقت کنیم که در آینده جان شمار بسیار بیشتری از فرزندان و نوادگانمان را بگیرد.

ما ملتی ریشه‌دار هستیم که عشق، کار و روحیه‌ی آزادی‌خواهی آن را به سرزمینش پیوند داده است. هرگز از روی میل و اراده سرزمین خود را به هیچ‌کس واگذار نخواهیم کرد. این خانه‌ی ماست؛ خانه‌ای که خداوند به ما بخشیده است. ما در این سرزمین بوده‌ایم، اکنون در آن هستیم و همیشه در آن خواهیم ماند. موشک‌ها نمی‌توانند ما را بترسانند و هیچ‌کس نمی‌تواند ما را به تسلیم وادار کند.

هویت اوکراینی در گذر قرن‌ها تلاش برای محو کردن آن شکل گرفته است. امپراتوری روسیه کوشید زبان ما را خاموش کند، فرهنگمان را از میان ببرد، مردممان را با گرسنگی از پا درآورد، رهبرانمان را به زندان بیندازد و تاریخمان را از نو بنویسد. بااین‌همه، اوکراین دوام آورد. ما زنده ماندیم، زیرا ریشه‌هایمان عمیق‌اند و خون مردمی آزاد در رگ‌های ما جاری است.

روسیه می‌تواند ساختمان‌های ما را ویران کند. می‌تواند شهرهایمان را به وحشت بیندازد. می‌تواند مردممان را بکشد. اما نمی‌تواند هویت ما را نابود کند. نمی‌تواند اوکراینی‌ها را وادار کند از اوکراینی بودن دست بکشند.

آقای رئیس‌جمهور، عظمت آمریکا نه با مماشات در برابر استبداد، بلکه با درک این حقیقت در لحظات سرنوشت‌ساز تاریخ این کشور شکل گرفت: باید از آزادی دفاع کرد، پیش از آنکه هزینه‌ی دفاع از آن به شکلی سنجش‌ناپذیر سنگین‌تر شود.

اوکراین امروز برای دفاع از همین اصل، جان مردم خود را فدا می‌کند.

امروز، جهان آزاد با پرسش‌هایی روبه‌روست که از مسئله‌ی اوکراین فراتر می‌روند: آیا می‌توان مرزها را با زور تغییر داد؟ آیا توافق‌های میان ملت‌ها هنوز معنا و اعتباری دارند؟ آیا به تجاوز پاداش داده خواهد شد؟ و آیا جهان آزاد در کنار کسانی خواهد ایستاد که آزادی را برگزیده‌اند؟

با مستبدان مذاکره نمی‌کنند؛ آن‌ها را متوقف می‌کنند.

آقای رئیس‌جمهور، باور دارم که آمریکا این حقیقت را درک می‌کند.

با ایمان به حقیقت، آزادی و شرافت جهان آزاد،

ویکتور یوشچنکو