
جهان عرب در سایه جنگهای همپوشان
مهمترین ویژگی پوشش امروز رسانههای عربی، گسترش همزمان چند بحران امنیتی است که آثار آنها دیگر به میدانهای نظامی محدود نمیشود. احتمال حمله تازه آمریکا به ایران، تشدید درگیریهای یمن و حملات به عربستان، عملیات اسرائیل در کرانه باختری و جنوب لبنان، تنشهای جنوب سوریه و پیامدهای حمله مرگبار به کلیسایی در اردن، بخش مهمی از دستور کار خبری منطقه را تشکیل میدهند.
اما مطالعه گزارشهای اقتصادی و اجتماعی، تصویر متفاوتی از منطقه ارائه میدهد: در غزه، تغییر ترکیب محمولههای ورودی به کاهش عرضه مواد غذایی انجامیده؛ در سودان، دولت ناچار شده برای مهار قیمتها در سیاست محدودیت واردات تجدیدنظر کند؛ در مراکش، رشد صادرات صنعتی همزمان با افزایش هزینه واردات انرژی و ضرورت اصلاح نظام بازنشستگی مطرح است؛ و در لبنان، تلاش برای بازگرداندن اقتدار دولت با منازعه داخلی بر سر سلاح، بنبست مذاکرات با اسرائیل و نگرانی از گسترش جنگ مواجه شده است.
ایران و آمریکا؛ منطقه در انتظار تصمیمی که هنوز اتخاذ نشده است
در پوشش امروز الجزیره و الشرق الأوسط، احتمال ازسرگیری حملات آمریکا به ایران جایگاه محوری دارد.
الجزیره در پوشش زنده خود از آمادهسازی طرحهای نظامی فرماندهی مرکزی آمریکا و انتظار برای مجوز کاخ سفید سخن گفته است. همزمان، اظهارات دونالد ترامپ درباره امکان اقدام سریع علیه ایران و هشدارهای مقامهای ایرانی درباره پاسخ به حمله احتمالی، فضای خبری را تحت تأثیر قرار دادهاند.
این اطلاعات نباید به اعلام قطعی آغاز عملیات تعبیر شوند. تهیه طرح نظامی، اختیار صدور فرمان، تصمیم سیاسی و اجرای عملیات، مراحل متفاوتی هستند.
در سوی دیگر، الشرق الأوسط نیز موضوع احتمال حملات چندروزه و محاسبات دولت آمریکا پس از انتخابات را برجسته کرده است. این رسانه در پوشش خود میان دو احتمال متفاوت تمایز میگذارد: تلاش برای پایاندادن سریع به جنگ و استفاده از فشار نظامی طولانیتر برای تغییر موقعیت مذاکراتی طرف مقابل.
زیرلایه نخست: اختلاف بر سر هدف فشار نظامی
برای تحلیل تهدیدهای تازه باید پرسید هدف اعلامشده از عملیات احتمالی چیست و چه معیاری برای موفقیت آن وجود دارد.
حمله محدود، فرسایش توان نظامی، افزایش فشار برای مذاکره و تلاش برای تغییر رفتار راهبردی ایران، اهدافی یکسان نیستند. هرکدام به ابزارها، هزینهها و افق زمانی متفاوتی نیاز دارند.
در پوشش رسانهای امروز، بخشی از ابهام دقیقاً از روشننبودن همین مسئله ناشی میشود. سخنان سیاسی درباره امکان پایان سریع جنگ، بهخودیخود نشان نمیدهد که طرفها درباره شرایط پایان آن توافق کردهاند.
زیرلایه دوم: کشورهای خلیج فارس در معرض پیامد تصمیم دیگران
گسترش هشدارهای امنیتی سفارتخانههای آمریکا در منطقه و افزایش نگرانی درباره امنیت انرژی، نشان میدهد که بحران ایران و آمریکا از روابط دوجانبه فراتر رفته است.
کشورهای خلیج فارس علاوه بر مخاطرات مستقیم امنیتی، با مسئله استمرار تجارت، فعالیت فرودگاهها، خطوط کشتیرانی، بیمه حملونقل و اعتماد سرمایهگذاران روبهرو هستند.
بااینحال، باید میان خطر احتمالی و زیان محققشده تفاوت گذاشت. هشدار امنیتی لزوماً به معنای وقوع حمله قریبالوقوع به یک کشور مشخص نیست.
اهمیت گزارشهای امروز در آن است که امکان تشدید جنگ و ضرورت مذاکره، همزمان در دستور کار منطقه باقی ماندهاند؛ هیچیک هنوز دیگری را از میدان خارج نکرده است.
یمن؛ جنگی که به شهرها، فرودگاهها و بیمارستانها گسترش یافته است
یمن یکی از مهمترین کانونهای خبری امروز رسانههای عربی است.
الجزیره در پوشش زنده ۲۵ اکتبر از ادامه عملیات «فجر یمن»، تشدید درگیریها در تعز، مأرب و دیگر جبههها، حملات موشکی و پهپادی و افزایش تهدیدهای امنیتی علیه عربستان خبر داده است.
در ساعات اولیه امروز، مقامهای سعودی از رهگیری دو موشک بالستیک و سقوط بقایای آنها در چند نقطه خبر دادند. حوثیها هدفگرفتن مکه و مدینه را رد کردند. بنابراین، درباره هدف دقیق موشکها نباید روایت یکی از طرفها را بدون انتساب، واقعیت قطعی دانست.
در همین پوشش، نیروهای دولتی یمن از اجرای صدها عملیات علیه مواضع حوثیها خبر دادهاند. این آمار نیز متعلق به طرف نظامی اعلامکننده است و بهتنهایی نشاندهنده میزان پیشروی زمینی یا نتیجه قطعی نبردها نیست.
جنگ در تعز؛ خطر توقف خدمات درمانی
یکی از مهمترین خبرهای پوشش امروز الجزیره، وضعیت بخش مراقبت از نوزادان بیمارستان یمنی ـ سوئدی در تعز است.
طبق این گزارش، کمبود سوخت، اکسیژن و دارو، ادامه فعالیت بخش نگهداری نوزادان را تهدید میکند. مسئولان درمانی نسبت به احتمال پایان ذخایر پیش از پایان ماه هشدار دادهاند.
این خبر از حیث پیامد انسانی اهمیت ویژهای دارد. کاهش دسترسی به سوخت فقط مسئله حملونقل یا تولید برق نیست؛ میتواند استمرار فعالیت دستگاههای پزشکی را نیز تحت تأثیر قرار دهد.
برای بیمارستانی که با قطعی یا کمبود انرژی مواجه است، رساندن دارو بدون تأمین برق و اکسیژن ممکن است کافی نباشد.
گزارشهای روز گذشته الجزیره نیز به نقل از سازمان ملل از آوارگی حدود ۲۵۶ هزار نفر از زمان تجدید درگیریها در ماه اوت حکایت داشتند. این عدد، برآورد مربوط به بازهای چندماهه است و نباید بهعنوان شمار آوارگان یک روز معرفی شود.
بنبست سیاسی پشت تحولات نظامی
العربی الجدید امروز به موضع وزیر خارجه دولت بهرسمیتشناختهشده یمن، افراح الزوبه، پرداخته که کارنامه نزدیک به یک دهه مذاکره با حوثیها را فاقد نتیجه ملموس توصیف کرده و بر ادامه عملیات نظامی تأکید داشته است.
در سوی مقابل، علی العماد، عضو دفتر سیاسی حوثیها، در گفتوگو با الجزیره از بازبودن مسیر راهحل سیاسی سخن گفته است.
این دو موضع نشاندهنده توافق بر سر مذاکره نیستند؛ بلکه اختلاف درباره پیششرطها، توازن قوا و اعتبار تجربه مذاکرات گذشته را آشکار میکنند.
پرسش اصلی آن است که آیا عملیات نظامی جدید قرار است موقعیت طرفها را در یک توافق آینده تغییر دهد یا هدفی فراتر از آن دنبال میکند. منابع بررسیشده برای ارائه پاسخ قطعی به این پرسش کافی نیستند.
در کوتاهمدت، آنچه بهروشنی دیده میشود، افزایش گستره جغرافیایی درگیری و فشار مستقیم بر شهروندان و زیرساختهای غیرنظامی است.
غزه؛ کاهش ورود مواد غذایی پشت آمار کلی کامیونها
یکی از مهمترین گزارشهای اقتصادی امروز العربی الجدید به وضعیت جریان کالا از گذرگاه کرم ابوسالم اختصاص دارد.
این گزارش از کاهش ۴۶درصدی ورود کامیونهای حامل مواد غذایی سخن میگوید. بر اساس دادههای منتشرشده، تعداد کامیونهای تجاری ۳۶٫۸ درصد کاهش یافته، درحالیکه کامیونهای کمکرسانی ۲٫۶ درصد افزایش داشتهاند. ورود محمولههای سوخت نیز ۱۰٫۸ درصد کاهش یافته است.
همزمان، تعداد کامیونهای حامل برخی کالاهای مصرفی ۱۰۲ درصد افزایش یافته، اما این رشد نتوانسته کاهش عرضه مواد غذایی اصلی را جبران کند.
اهمیت گزارش در همین تفاوت آماری است.
افزایش ورود برخی انواع کالاها الزاماً به معنای بهبود دسترسی مردم به غذا نیست. ترکیب محمولهها، قیمت اقلام، امکان توزیع داخلی و قدرت خرید خانوارها، همگی بر نتیجه واقعی ورود کالا اثر میگذارند.
در اقتصاد آسیبدیده غزه، حتی رسیدن یک محموله به گذرگاه نیز پایان مسئله تأمین نیست. انتقال آن به محل مصرف، دسترسی فروشندگان و خانوارها، ظرفیت انبارداری و وضعیت شبکه حملونقل باید جداگانه بررسی شوند.
از این منظر، ارزیابی وضعیت انسانی صرفاً با شمار کل کامیونها میتواند گمراهکننده باشد. باید مشخص شود چه کالاهایی، در چه حجمی و با چه سازوکار توزیعی وارد شدهاند.
آموزش؛ خسارتی که پس از پایان عملیات نظامی باقی میماند
الشرق الأوسط در گزارش ۲۳ اکتبر خود به نقل از مسئول آموزش آنروا هشدار داده بود که بیش از ۲۰۰ هزار کودک در غزه از آموزش سازمانیافته محروم ماندهاند و احیای نظام آموزشی ممکن است تا هفت سال زمان ببرد. این گزارش، خبر تازه امروز نیست، اما برای فهم ابعاد بحران جاری اهمیت دارد.
مدرسه در شرایط جنگی فقط محل آموزش رسمی نیست؛ تداوم فعالیت آن به نیروی انسانی، ساختمان ایمن، امکانات آموزشی، دسترسی دانشآموزان و ثبات نسبی زندگی خانوادگی وابسته است.
به همین دلیل، بازسازی ساختمانهای آموزشی بهتنهایی معادل بازگشت کامل آموزش نخواهد بود.
کرانه باختری؛ الخلیل و مسئله تغییر جغرافیای سکونت
در رسانههای فلسطینی و عربی امروز، الخلیل جایگاه برجستهای دارد.
العربی الجدید در گزارشی به تاریخ ۲۵ اکتبر، از تشدید محاصره و عملیات اسرائیل پس از حمله مسلحانه ۲۳ اکتبر خبر داده است. به نوشته این رسانه، حدود ۱۵۰۰ فلسطینی از ۲۵۰ خانواده ناچار به ترک محل سکونت خود شدهاند.
این ارقام به گزارش منتشرشده مربوطاند و برای ارزیابی نهایی دامنه جابهجایی جمعیت باید با اطلاعات ثبتشده نهادهای امدادی و محلی نیز مقایسه شوند.
اهمیت موضوع در این است که جابهجایی جمعیت تنها پیامد فوری عملیات نظامی نیست.
وقتی خانوادهای خانه خود را ترک میکند، امکان بازگشت او به وضعیت امنیتی، سالمماندن ملک، دسترسی به مسیرهای رفتوآمد و استمرار خدمات عمومی وابسته میشود.
العربی الجدید در تحلیل خود، تحولات الخلیل را با تعبیر استفاده از جابهجایی برای تغییر الگوی حضور فلسطینیان توصیف کرده است. این چارچوب تحلیلی رسانه است؛ برای اثبات یک سیاست اجرایی مشخص و فراگیر، باید اسناد تصمیمگیری، دستورات عملیاتی و روندهای میدانی نیز بررسی شوند.
در همین حال، الجزیره از برنامه اسرائیل برای اعمال محدودیت گسترده در کرانه باختری در روز انتخابات ۲۷ اکتبر خبر داده است. این تصمیم در صورت اجرا، علاوه بر جنبه امنیتی، بر رفتوآمد شغلی، دسترسی درمانی و فعالیت اقتصادی فلسطینیان نیز اثر خواهد گذاشت.
لبنان؛ بازگشت دولت به طرابلس در سایه تعلیق تصمیمات بزرگ
سرمقالهگونهترین گزارش سیاسی امروز روزنامه النهار لبنان، با محوریت سفر جوزف عون به طرابلس، وضعیت کشور را در چارچوب انتظار برای تحولات منطقه بررسی میکند.
این روزنامه از سفر رئیسجمهور به طرابلس بهعنوان بخشی از تلاش برای بازگرداندن حضور دولت در شهری یاد میکند که بیش از پانزده سال از آخرین سفر یک رئیسجمهور به آن گذشته بود.
اما اهمیت گزارش فقط در سفر تشریفاتی رئیسجمهور نیست.
النهار بهصراحت از نوعی تعلیق در تصمیمگیری داخلی و خارجی لبنان سخن میگوید: مذاکرات نظامی لبنان و اسرائیل با میانجیگری آمریکا در تامپا نتیجه ملموسی نداشته، تصمیمگیری درباره پرونده مواد منفجره متعلق به حزبالله به تعویق افتاده و نگرانی از رویارویی احتمالی تازه ایران و آمریکا بر محاسبات بازیگران لبنانی سایه انداخته است.
تعویق تصمیم، خود نوعی تصمیم سیاسی است
در سیاست لبنان، تعویق پروندههای اختلافبرانگیز میتواند راهی برای جلوگیری از فروپاشی توافق شکننده میان بازیگران باشد؛ اما این سازوکار هزینه مستقلی نیز دارد.
زمانی که دولت درباره موضوعی دارای ابعاد قضایی، امنیتی و سیاسی تصمیم نمیگیرد، اختلاف اولیه الزاماً از میان نمیرود. در عوض، ممکن است به بخشی از مذاکرات غیررسمی و چانهزنی میان گروهها منتقل شود.
پرونده مواد منفجره حزبالله در همین چارچوب اهمیت دارد. موضوع صرفاً رسیدگی به یک پرونده مشخص نیست؛ به حدود اختیار نهادهای رسمی در مواجهه با بازیگر مسلح غیردولتی نیز مربوط میشود.
البته از تعویق رسیدگی نمیتوان درباره مسئولیت کیفری اشخاص یا نتیجه احتمالی پرونده استنباط قطعی کرد.
جنوب لبنان؛ استمرار تغییرات میدانی
النهار همچنین از ادامه تخریب و تغییر زیرساختها به دست ارتش اسرائیل در محدوده یحمر الشقیف، الطیبه، دیر سریان و مناطق مجاور خبر داده است.
بر اساس گزارش این روزنامه، عملیات تخریب، ایجاد مسیرهای نظامی، گزارش احداث محل فرود بالگرد و حملات هوایی در جنوب ادامه داشته است.
اهمیت این اقدامات برای جامعه محلی به خسارت فوری محدود نمیشود. تغییر شبکه راهها، آسیب به بناها و استمرار حضور نظامی میتواند شرایط بازگشت ساکنان و احیای فعالیت کشاورزی و اقتصادی را نیز تحت تأثیر قرار دهد.
بااینحال، درباره میزان دقیق تخریب و اهداف بلندمدت هر اقدام نظامی، دادههای مستقل بیشتری لازم است.
طرابلس و مسئله حاکمیت
تلاش عون برای تقویت حضور دولت در طرابلس را باید در کنار همین وضعیت خواند.
دولتی که میخواهد اعتماد شهروندان را بازسازی کند، تنها به حضور امنیتی نیاز ندارد؛ باید بتواند خدمات عمومی، سرمایهگذاری و ظرفیت تصمیمگیری نهادهای رسمی را نیز تقویت کند.
در نتیجه، اهمیت سیاسی سفر طرابلس نه فقط در استقبال از رئیسجمهور، بلکه در امکان تبدیل این حضور به اقدام اجرایی است.
اردن؛ حمله به کلیسا و آزمون مسئولیتپذیری امنیتی و انسجام اجتماعی
حمله به کلیسای حمود در استان کرک، از مهمترین موضوعات مطبوعات عربی در روزهای ۲۴ و ۲۵ اکتبر است.
الشرق الأوسط در گزارش امروز محمد خیر الرواشده از کشتهشدن ۹ نفر و زخمیشدن شمار دیگری از شهروندان خبر داده است. گزارش میدانی العربی الجدید نیز به وضعیت روستا، خانوادههای قربانیان و نگرانی ساکنان از پیامدهای اجتماعی حمله پرداخته است.
در گزارشهای اولیه، رقم هفت کشته نیز منتشر شده بود؛ گزارشهای متأخرتر امروز شمار قربانیان را ۹ نفر اعلام میکنند. این تفاوت باید به زمان بهروزرسانی اطلاعات نسبت داده شود، نه آنکه ارقام اولیه و بعدی بدون توضیح کنار یکدیگر قرار گیرند.
سه موضوع متفاوت در یک پرونده
نخست، شناسایی عاملان و بررسی نحوه برنامهریزی حمله است. طبق گزارش الشرق الأوسط، تصاویر بررسیشده سه مهاجم مسلح را نشان میدهند و مقامهای امنیتی از پیشرفت تحقیقات سخن گفتهاند.
دوم، بررسی انگیزه حمله است. انتخاب یک کلیسا بهعنوان محل حمله، موضوع احتمال انگیزه مذهبی را بهدرستی وارد تحقیقات میکند؛ اما تا پیش از تکمیل بررسیها، نباید درباره تمام انگیزهها، شبکه پشتیبان یا وابستگی تشکیلاتی عاملان حکم قطعی صادر کرد.
سوم، پیامد اجتماعی حمله است.
حمله به یک عبادتگاه میتواند علاوه بر خسارت انسانی، احساس امنیت گروههای مذهبی را نیز تحت تأثیر قرار دهد. از همین رو، پاسخ دولت فقط به تعقیب عاملان محدود نمیشود؛ مقابله با تحریک مذهبی و جلوگیری از سرایت مسئولیت مهاجمان به یک جامعه گستردهتر نیز اهمیت دارد.
دو زاویه متفاوت در پوشش رسانهها
الشرق الأوسط بر نشست شورای امنیت ملی به ریاست ملک عبدالله دوم و دستور برخورد قاطع با عاملان و حامیان حمله تمرکز کرده است.
العربی الجدید، در مقابل، با حضور در روستای حمود، ابعاد انسانی و اجتماعی حادثه را برجسته میکند. این گزارش به نقل از حسن ابوهَنیه نسبت به نتیجهگیری شتابزده درباره انگیزه حمله هشدار داده است.
این دو شیوه پوشش مکمل یکدیگرند؛ یکی ظرفیت پاسخ امنیتی دولت را بررسی میکند و دیگری به پیامدهای حادثه در سطح جامعه میپردازد.
آنچه باید در ادامه روشن شود، نتیجه تحقیقات، نحوه برخورد قضایی با متهمان و اقداماتی است که برای حفاظت از شهروندان بدون ایجاد تنش اجتماعی تازه انجام خواهد شد.
سوریه؛ سویدا میان اختلافات داخلی و محاسبات واشنگتن و تلآویو
العربی الجدید امروز در گزارشی از دمشق، سویدا را بهعنوان یکی از نقاط اختلاف در سیاست آمریکا و اسرائیل درباره سوریه بررسی کرده است.
زمینه گزارش، افزایش تحرکات نظامی اسرائیل در جنوب سوریه و اظهارات تام باراک، فرستاده آمریکا، درباره وضعیت این منطقه است.
باراک حمایت آمریکا از شیخ حکمت الهجری را رد کرده و درباره استفاده از تصور وجود حمایت خارجی برای اعمال فشار بر دیگر گروههای دروزی هشدار داده است. او در عین حال، امکان دستیابی به تفاهم میان دمشق و تلآویو را منتفی ندانسته است.
مسئله سویدا فقط رابطه دمشق و اسرائیل نیست
برای فهم این پرونده باید دستکم سه سطح از یکدیگر جدا شوند: اختلافات داخلی جامعه دروزی، رابطه استان با حکومت مرکزی سوریه و نقش مداخله خارجی.
گروههای دروزی لزوماً دارای موضع سیاسی واحد نیستند. نسبتدادن موضع یک رهبر مذهبی یا سیاسی به تمام جامعه دروزی، پیچیدگی واقعی وضعیت جنوب سوریه را پنهان میکند.
در همین حال، گزارش العربی الجدید به اطلاعات منتشرشده درباره احتمال تحرک نظامی نیروهای موسوم به «گارد ملی» در غرب سویدا و اتهامات مربوط به حمایت اسرائیل از آنها اشاره دارد.
وجود چنین گزارشهایی به معنای تأیید قطعی عملیات آینده یا اثبات تمامی اتهامات حمایت خارجی نیست.
اختلاف بر سر آینده حاکمیت سوریه
یکی از پرسشهای اصلی در این پرونده آن است که امنیت جوامع محلی چگونه باید تأمین شود و چه نهادی مسئول تصمیمگیری نهایی درباره نیروهای مسلح، مرزها و روابط خارجی خواهد بود.
اگر ترتیبات امنیتی یک منطقه بدون توافق سیاسی پایدار میان بازیگران داخلی شکل بگیرد، امکان تبدیلشدن اختلافات محلی به بحران ملی افزایش مییابد.
در همین زمینه، العربی الجدید در یادداشت موضع امروز خود به اعتراضات مردمی در شهرهای مختلف سوریه علیه عملیات اسرائیل پرداخته است.
این یادداشت، تظاهرات را نشانه افزایش حساسیت اجتماعی نسبت به اقدامات اسرائیل توصیف میکند؛ اما این تفسیر تحریریه است و نباید آن را معادل اثبات شکلگیری اجماع سیاسی یکپارچه در تمام جامعه سوریه دانست.
عراق؛ بازگشت حافظه اعتراضات تشرين
سوم آبان با سالگرد موج اعتراضاتی ارتباط دارد که از اکتبر ۲۰۱۹ به یکی از نقاط عطف سیاست عراق پس از ۲۰۰۳ تبدیل شد.
العربی الجدید در گزارش ۲۳ اکتبر خود از فراخوان فعالان مدنی برای برگزاری تجمعات در روز ۲۵ اکتبر در بغداد و برخی استانها خبر داده بود. میدانهای تحریر و النسور در پایتخت و تجمعات احتمالی در ذیقار و نجف در این گزارش مطرح شدهاند.
این فراخوانها بهخودیخود اثباتکننده شمار شرکتکنندگان یا وقوع تمامی برنامههای اعلامشده در روز یکشنبه نیستند.
بااینحال، اهمیت موضوع به پیشینه اجتماعی آن بازمیگردد.
جنبش تشرين مجموعهای از مطالبات مربوط به فساد، خدمات عمومی، اشتغال، پاسخگویی سیاسی و نقش نیروهای مسلح خارج از ساختار رسمی را برجسته کرده بود.
هفت سال بعد، استمرار حضور این مطالبات در فراخوانهای اعتراضی، پرسشی درباره میزان تحقق وعدههای اصلاحی ایجاد میکند.
مسئله عراق: فاصله میان تغییر دولت و اصلاح نهادها
در تحلیل عراق نباید همه مشکلات را به ناکارآمدی یک دولت یا اختلاف چند شخصیت سیاسی محدود کرد.
کیفیت خدمات عمومی، توان قانونگذاری پارلمان، سازوکار توزیع منابع و رقابت میان گروههای سیاسی، ساختارهایی هستند که تغییر افراد بهتنهایی الزاماً آنها را اصلاح نمیکند.
این مسئله در شرایط تنش منطقهای اهمیت بیشتری پیدا میکند؛ زیرا دولتی که با فشار امنیتی و اقتصادی خارجی مواجه است، برای مدیریت بحران به نهادهای اجرایی و نظارتی کارآمد نیاز دارد.
از سوی دیگر، برگزاری یک تجمع بزرگ نیز بهتنهایی نشانه تغییر موازنه سیاسی نیست. میزان مشارکت، ترکیب اجتماعی معترضان، مطالبات اعلامشده و واکنش نهادهای رسمی باید پس از وقوع رویداد ارزیابی شوند.
سودان؛ رفع محدودیت واردات میان امید به کاهش قیمت و نگرانی از تضعیف پول ملی
یکی از مهمترین گزارشهای اقتصادی امروز العربی الجدید به تصمیم دولت سودان برای رفع ممنوعیت واردات مجموعهای از کالاها اختصاص دارد.
این گزارش، برخلاف پوشش صرفاً نظامی بحران سودان، مستقیماً به دشواری اداره اقتصاد جنگزده میپردازد.
بر اساس گزارش، عبدالفتاح البرهان دستور لغو ممنوعیت واردات ۴۶ گروه کالایی را داده است. اقلام غذایی و نهادههای تولید در میان کالاهای مشمول قرار دارند و برای برخی کالاهای ضروری، از جمله آرد، برنج، حبوبات و روغن خوراکی، حذف تعرفههای گمرکی مطرح شده است.
چرا دولت از سیاست محدودیت واردات عقبنشینی میکند؟
محدودکردن واردات معمولاً میتواند با هدف کنترل خروج ارز یا حمایت از تولید داخلی انجام شود؛ اما در اقتصادی که ظرفیت تولید و زیرساخت آن آسیب دیده، چنین محدودیتی ممکن است عرضه کالا را نیز کاهش دهد.
العربی الجدید گزارش میدهد که ممنوعیت پیشین با تداوم افزایش قیمت غذا و کاهش ارزش پوند سودان همراه بوده است.
در چنین شرایطی، بازگشایی واردات میتواند عرضه کالا را افزایش دهد و فشار بر مصرفکنندگان را کاهش دهد؛ اما تحقق این نتیجه قطعی نیست.
واردات بیشتر به ارز خارجی نیاز دارد. اگر عرضه ارز محدود باشد، افزایش تقاضای واردکنندگان ممکن است خود به فشار تازه بر نرخ برابری پول ملی منجر شود.
از سوی دیگر، تولیدکنندگان داخلی که با کمبود برق، هزینه بالای نهادهها و آسیب به تأسیسات مواجهاند، ممکن است در رقابت با کالاهای وارداتی با مشکلات بیشتری روبهرو شوند.
یک تصمیم، سه گروه ذینفع
مصرفکنندگان خواهان دسترسی آسانتر به کالا و قیمت پایینترند. واردکنندگان از رفع محدودیتهای اداری استقبال میکنند. تولیدکنندگان داخلی نیز به شرایطی نیاز دارند که بتوانند فعالیت خود را حفظ کنند.
این منافع الزاماً در کوتاهمدت کاملاً همسو نیستند.
رئیس اتاق ملی واردکنندگان سودان خواستار تبدیل دستور لغو ممنوعیت به تصمیم اجرایی روشن شده است. این مطالبه نشان میدهد اعلام یک سیاست در سطح عالی، تا زمانی که به دستورالعملهای مشخص گمرکی و اداری تبدیل نشود، ممکن است در اجرا با تفسیرهای متفاوت مواجه شود.
نکته مهم دیگر آن است که در دو روز نخست پس از اعلام تصمیم، کاهش فوری قیمتها مشاهده نشده بود.
بنابراین، تیتر «آزادسازی واردات» را نباید به خبر تحقق کاهش قیمت تبدیل کرد. اثر نهایی به سرعت اجرا، وضعیت ارز، هزینه حملونقل، رقابت در بازار و نظارت بر انتقال کاهش هزینهها به مصرفکننده وابسته است.
مصر؛ دیپلماسی قاهره در جستوجوی مهار گسترش بحران منطقه
الشرق الأوسط در گزارش ۲۴ اکتبر خود به سفر آنتونیو گوترش، دبیرکل سازمان ملل، به مصر پرداخته است.
این سفر با رایزنی درباره بحرانهای منطقه و دیدار با مسئولان مصری و اتحادیه عرب همراه بوده است. در گزارش، اهمیت ارتباطات دیپلماتیک مصر و امکان استفاده از آنها برای کاهش تنش مورد توجه قرار گرفته است.
این تحول از آن جهت اهمیت دارد که بحرانهای جاری، پروندههای کاملاً جداگانهای برای بازیگران منطقه نیستند.
مصر همزمان با پیامدهای جنگ غزه، امنیت مسیرهای تجاری و دریایی، وضعیت سودان و ضرورت جلوگیری از گسترش درگیریهای منطقهای مواجه است.
بااینحال، باید میان ظرفیت میانجیگری و موفقیت آن تفاوت گذاشت. دیدارهای دیپلماتیک بهخودیخود نشاندهنده دستیابی به توافق یا پذیرش طرح مشخص از سوی همه بازیگران نیستند.
ارزیابی نتیجه چنین سفرهایی نیازمند بررسی تصمیمات اعلامشده، تعهدات عملی و تحولات پس از مذاکرات است.
مراکش؛ رشد صادرات صنعتی در کنار فشار انرژی و مسئله توزیع منافع رشد
پوشش امروز هسبریس نشان میدهد که در شمال آفریقا، دستور کار رسانهها لزوماً تحت سلطه رویدادهای نظامی خاورمیانه نیست.
یکی از گزارشهای مهم این رسانه به وضعیت تجارت خارجی مراکش بر اساس دادههای همراه لایحه بودجه سال ۲۰۲۷ اختصاص دارد.
طبق این گزارش، صادرات مراکش تا پایان اوت ۲۰۲۶ با رشد ۸٫۷ درصدی به بیش از ۳۳۴ میلیارد درهم رسیده است. صنعت خودرو با صادراتی بیش از ۱۱۶ میلیارد درهم و سهم ۳۴٫۷ درصدی، مهمترین محرک این روند بوده است. رشد سالانه صادرات این بخش نیز از ۱۴ درصد فراتر رفته است.
این ارقام نشاندهنده اهمیت فزاینده تولید صنعتی در ساختار صادرات مراکش هستند، اما برای ارزیابی وضعیت کلی اقتصاد کافی نیستند.
افزایش هزینه واردات انرژی میتواند بخشی از آثار مثبت رشد صادرات را در تراز تجاری خنثی کند.
همچنین رشد صادرات صنعتی الزاماً به معنای توزیع متوازن منافع اقتصادی میان تمام مناطق و گروههای شغلی نیست. برای بررسی این موضوع باید دادههای اشتغال، دستمزد، سرمایهگذاری منطقهای و پیوند صنایع صادراتی با تأمینکنندگان داخلی را نیز مطالعه کرد.
بودجه ۲۰۲۷ و مسئله قدرت خرید
هسبریس در گزارشی دیگر، اولویتهای لایحه بودجه ۲۰۲۷ را بررسی کرده است: حمایت از قدرت خرید، اشتغال جوانان، مسکن و ادامه اصلاحات ساختاری.
همزمان، اصلاح نظام بازنشستگی یکی از پروندههای مهم دولت است. در توضیحات رسمی، حفظ حقوق مکتسب و پایداری مالی صندوقها بهعنوان دو هدف اصلی مطرح شدهاند.
اما تحقق همزمان این اهداف ممکن است دشوار باشد.
هر اصلاح بازنشستگی باید درباره توزیع هزینه میان دولت، کارفرمایان، شاغلان و نسلهای آینده پاسخ روشنی ارائه کند. صرف تأکید بر پایداری صندوقها، بدون توضیح پیامدهای اجتماعی تصمیمات احتمالی، برای ارزیابی کامل سیاست کافی نیست.
در حوزه صید دریایی نیز هسبریس به دشواریهای ناشی از افزایش قیمت سوخت و فشار بر منابع آبزی پرداخته است. این پرونده نشان میدهد که مسئله انرژی تنها به تراز تجارت خارجی محدود نیست؛ بر هزینه فعالیت گروههای شغلی مشخص نیز اثر دارد.
صحرای غربی؛ تفاوت طرح پیشنهادی با تصمیم نهایی
در حوزه سیاست خارجی، هسبریس تحلیلی درباره پیشنویس آمریکایی مرتبط با آینده پرونده صحرای غربی و مأموریت سازمان ملل منتشر کرده است.
نویسنده این یادداشت، طرح پیشنهادی را از منظر امکان تغییر چارچوب مذاکرات و تقویت گزینه خودمختاری تحت حاکمیت مراکش بررسی میکند.
اما این موضوع باید با دقت حقوقی خوانده شود: متن پیشنهادی، قطعنامه نهایی شورای امنیت نیست و تحلیل نویسنده درباره پیامدهای احتمالی آن نیز نباید بهعنوان تصمیم اتخاذشده سازمان ملل بازنویسی شود.
سرمقالهها و تحلیلها؛ رسانههای عربی چه موضوعاتی را فراتر از خبر روز برجسته کردهاند؟
در کنار گزارشهای خبری، سه رویکرد تحلیلی در مطالب امروز اهمیت خاصی دارند.
نخست، نگاه النهار به وضعیت لبنان است. این روزنامه با محور قراردادن تعلیق پروندههای بزرگ، رابطه میان بلاتکلیفی داخلی و انتظار برای تغییر موازنه منطقهای را بررسی میکند. ارزش این تحلیل در جلب توجه به هزینه سیاسی تصمیمنگرفتن است؛ هرچند پیشبینی احتمال انفجار نظامی منطقه، همچنان ارزیابی تحریریه است نه رویدادی قطعی.
دوم، مجموعه مطالب العربی الجدید درباره فلسطین، سوریه و سودان است. در این گزارشها، تصمیمات امنیتی و سیاسی از منظر پیامدهای سرزمینی، اقتصادی و اجتماعی نیز بررسی میشوند. در الخلیل مسئله جابهجایی جمعیت مطرح است؛ در سویدا اختلاف درباره بازیگران محلی و مداخله خارجی؛ و در سودان تعارض میان افزایش عرضه کالا و فشار بر منابع ارزی.
سوم، گزارشهای اقتصادی هسبریس است که توسعه صنعتی، بودجه، بازنشستگی و هزینه انرژی را در کنار یکدیگر قرار میدهد. این پوشش نشان میدهد که حتی در کشوری با رشد قابلتوجه صادرات صنعتی، مسئله تأمین مالی خدمات عمومی و حمایت از قدرت خرید همچنان در مرکز سیاست اقتصادی قرار دارد.
هیچیک از این رویکردها نباید جایگزین بررسی اسناد و دادههای اولیه شوند. اهمیت آنها در طرح پرسشها و ارائه زاویه تحلیل است، نه برخورداری از اعتبار خودکار و فراتر از راستیآزمایی.
منطقهای که هزینه جنگ و تصمیمات سیاسی را در زندگی روزمره میپردازد
پوشش رسانههای عربیزبان در سوم آبان ۱۴۰۵ نشان میدهد که تحولات منطقه را نمیتوان تنها از خلال نقشه عملیات نظامی یا اظهارات رهبران سیاسی فهمید.
در ایران و آمریکا، مسئله اصلی هنوز تصمیم درباره دامنه و هدف تشدید احتمالی درگیری است. در یمن، ادامه عملیات نظامی همزمان با تهدید زیرساختهای غیرنظامی، گسترش آوارگی و دشواری تأمین خدمات درمانی جریان دارد. در غزه، کاهش ورود مواد غذایی یادآور این واقعیت است که آمار کلی ورود کالا، جایگزین بررسی امنیت غذایی خانوارها نیست.
در لبنان، تعویق پروندههای حساس و استمرار تحولات نظامی جنوب، ظرفیت تصمیمگیری دولت را تحت فشار قرار داده است. اردن با ضرورت پیگیری قضایی یک حمله مرگبار و حفاظت از انسجام اجتماعی مواجه است. در سوریه، منازعه بر سر آینده سویدا با مسئله حاکمیت ملی و نقش قدرتهای خارجی پیوند خورده است.
در اقتصاد، سودان برای افزایش عرضه کالا ناچار به بازنگری در محدودیت واردات شده، اما با مسئله منابع ارزی و حمایت از تولید داخلی روبهروست. مراکش نیز در کنار رشد صادرات صنعتی، باید درباره هزینه انرژی، قدرت خرید و پایداری صندوقهای بازنشستگی تصمیم بگیرد.
این مجموعه تحولات یک نتیجه مشخص دارد: اثر واقعی سیاستهای منطقهای را نمیتوان تنها با میزان قدرت نظامی، شمار توافقهای دیپلماتیک یا ارقام رشد اقتصادی سنجید. باید دید تصمیمات اتخاذشده چه تغییری در امنیت، دسترسی به خدمات و امکان برنامهریزی زندگی شهروندان ایجاد میکنند.
در این میان، تحلیل رسانهای زمانی دقیق است که از نسبتدادن انگیزههای اثباتنشده به بازیگران، قطعینمایی تهدیدهای احتمالی و تعمیم تجربه یک کشور به سراسر جهان عرب خودداری کند.
بحرانهای امروز منطقه از نظر ریشه و ماهیت یکسان نیستند؛ اما در اغلب آنها فاصله میان اختیار تصمیمگیری و توزیع هزینه اجتماعی آن تصمیم، یکی از مهمترین مسائل قابل بررسی است.