
در ۵ اکتبر، شورای رهبری ریاستجمهوری یمن از آغاز عملیات «فجر یمن» با پشتیبانی عربستان برای بازپسگیری مناطق ساحلی و عقبراندن انصارالله از مواضع پیرامون بابالمندب خبر داد. گزارشهای خبرگزاریها از پیشروی نیروهای دولتی و بازپسگیری مواضعی از جمله المخا حکایت داشت؛ حوثیها درباره برخی از این ادعاها اختلاف نظر داشتند و وضعیت دقیق خطوط تماس نیازمند احتیاط در گزارشدهی است.
بخش اول: انصارالله (حوثیها)؛ از انزوای صعده تا حکمرانی بالستیک بر شمال
۱. خاستگاه فکری-تاریخی و احیای زیدیه در صعده (دهه ۱۹۸۰ و ۱۹۹۰)
جنبش انصارالله ریشه در مذهب زیدیه دارد؛ شاخهای از تشیع که بیش از هزار سال بر کوهستانهای شمالی یمن حکومت کرد (حکومت ائمه زیدی تا سرنگونی در انقلاب ۱۹۶۲ و تأسیس جمهوری عربی یمن). پس از برقراری جمهوری، جامعه زیدی شمال یمن احساس حاشیهنشینی کرد. این انزوا همزمان شد با نفوذ گسترده جریانهای سلفی-وهابی مورد حمایت عربستان سعودی در عمق خاک زیدینشین صعده؛ بهویژه تأسیس مدرسه مذهبی «دارالحدیث» در دماج توسط شیخ مقبل بن هادی الوادعی در اواخر دهه ۱۹۷۰.
در واکنش به این دگرگونی هویتی، در دهه ۱۹۸۰ و اوایل دهه ۱۹۹۰ جریانی از نخبگان زیدی از جمله علامه بدرالدین الحوثی و فرزندانش، جنبش احیای مذهبی را کلید زدند. در سال ۱۹۹۲، سازمانی به نام «الشباب المؤمن» (جوانان باایمان) توسط حسین بدرالدین الحوثی و برادرانش شکل گرفت. هدف اولیه، بازتعریف فقه زیدی، آموزش زبان عربی، برگزاری اردوهای تابستانی و محافظت از فرهنگ بومی صعده در برابر گسترش سلفیگری بود.
۲. دگردیسی به جنبش سیاسی-انقلابی و جنگهای ششگانه صعده (۲۰۰۴–۲۰۱۰)
پس از حوادث ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ و اشغال عراق در سال ۲۰۰۳، حسین الحوثی شعار معروف خود را معرفی کرد و لحن گفتمان خود را از امور صرفاً مذهبی به یک جنبش ضدامپریالیستی و منتقد سرسخت فساد رژیم علی عبدالله صالح و پیوند آن با واشنگتن تغییر داد.
نگرانی علی عبدالله صالح از تشکیل یک کانون قدرت سرکش، به آغاز نبردهای ششگانه صعده انجامید:
جنگ اول (۲۰۰۴): با حمله ارتش یمن به مران در صعده، حسین بدرالدین الحوثی به شهادت رسید. این واقعه نه تنها جنبش را متلاشی نکرد، بلکه به آن خون تازهای بخشید و عبدالملک الحوثی، برادر جوانتر، هدایت سازمان را به دست گرفت.
جنگهای دوم تا پنجم (۲۰۰۵–۲۰۰۸): ارتش یمن در شکست دادن تاکتیکهای چریکی و کوهستانی حوثیها ناتوان ماند و جنبش کنترل مناطق روستایی صعده و بخشهایی از عمران و الجوف را تثبیت کرد.
جنگ ششم (۲۰۰۹–۲۰۱۰): ارتش عربستان سعودی مستقیماً وارد نبرد شد و به بمباران مرزی پرداخت. حوثیها نه تنها مقاومت کردند، بلکه پاسگاههای مرزی سعودی را هدف قرار دادند و توان آفندی خود را به رخ کشیدند.
۳. بهار عربی، تصرف صنعا و سقوط دولت مرکزی (۲۰۱۱–۲۰۱۴)
با خیزشهای مردمی ۲۰۱۱ علیه علی عبدالله صالح، حوثیها به میدان التحریر و التغییر صنعا پیوستند. در این دوران، آنان قدرت نظامی خود را گسترش داده و در ژانویه ۲۰۱۴ با محاصره حوزه علمیه دماج، طلاب سلفی را پس از درگیریهای سنگین وادار به خروج از صعده کردند.
در ۲۱ سپتامبر ۲۰۱۴، حوثیها با همکاری مخفیانه علی عبدالله صالح و فرماندهان نظامی وفادار به او، به بهانه گرانی سوخت وارد صنعا شدند، پایتخت را در دست گرفتند، عبدربه منصور هادی را در بازداشت خانگی قرار دادند و با انتشار بیانیه قانون اساسی در اوایل ۲۰۱۵، کنترل نهادهای دولتی را در چارچوب جنبش «انصارالله» تثبیت نمودند.
۴. مقاومت در برابر ائتلاف عربی، انقلاب موشکی و توسعه پهپادی (۲۰۱۵–۲۰۲۴)
با آغاز مداخله ائتلاف عربی به رهبری عربستان در مارس ۲۰۱۵، انصارالله توانست ساختار ارتش یمن را بازسازی کند. این جنبش با تلفیق مهندسی موشکی داخلی و پشتیبانیهای تسلیحاتی محور مقاومت، تسلیحات قدیمی دوران شوروی را به موشکهای بالستیک، کروز و پهپادهای انتحاری دوربرد تبدیل کرد. زرادخانه موشکی انصارالله بارها عمق خاک سعودی، فرودگاهها، تأسیسات نفتی آرامکو و بنادر امارات را آماج قرار داد. در عرصه دریایی نیز، با دستیابی به شهپادها (قایقهای تندرو انتحاری بدون سرنشین)، مینهای صیاد و موشکهای ضدکشتی، توان کنترل عبور و مرور در دریای سرخ را کسب کرد و دکترین «بازدارندگی شبکهای» را تحقق بخشید.
بخش دوم: اطلس نیروهای رقیب و جریانهای مسلح یمن
نقشه سیاسی-نظامی یمن صرفاً به تقابل انصارالله و دولت مستقر در عدن خلاصه نمیشود، بلکه پازلی چندوجهی از جریانهای مسلح است که هر یک آبشخور ایدئولوژیک، خاستگاه جغرافیایی و حامی خارجی ویژهای دارند:
۱. ألوية العمالقة (تیپهای غولپیکر)؛ پیادهنظام زبده سلفی
ریشهها و بافت هویتی: هسته مرکزی این نیرو طلاب و رزمندگان سلفی راندهشده از دماج در اوایل ۲۰۱۴ هستند که از قبایل یافع، ردفان و صبیحه در جنوب یمن برخاستهاند. امارات متحده عربی پس از ۲۰۱۵ با تجهیز این جوانان به زرهپوشهای پیشرفته و آموزشهای تکاوری، نیرویی ضربتی با انگیزه سرسخت عقیدتی خلق کرد. نام تاریخی این نیرو نیز برگرفته از لشکر هفتم زرهی مشهور یمن شمالی است که با ماهیت مذهبی جدید بازتولید شد.
فرماندهی و توان: فرمانده کل این تشکیلات «عبدالرحمن المحرمی» (ابوزرعه) است؛ شخصیتی سلفی و عضو شورای رهبری ریاستجمهوری که به تصمیمگیریهای نظامی بدون هیاهو شهرت دارد. نیروهای العمالقة با جمعیتی میان ۱۵ تا ۳۰ هزار رزمنده، زبدهترین پیادهنظام در کل یمن شمرده میشوند و هیچگاه در نبردهای زمینی خطوط خود را به آسانی واگذار نکردهاند.
پیروزیهای تاریخی: العمالقة فاتح اصلی ساحل غربی در عملیات نیزه طلایی (۲۰۱۸)، پیشتاز ورود به حومه الحدیده، و مجری پیروزمند عملیات «طوفان جنوب» در شبوه (ژانویه ۲۰۲۲) بود که توانست سه شهرستان کلیدی را در چند روز از انصارالله پس بگیرد.
۲. قوات المقاومة الوطنية / حراس الجمهورية (سرتیپ طارق صالح)
خاستگاه: این نیروها پس از کشته شدن علی عبدالله صالح در دسامبر ۲۰۱۷ توسط انصارالله در صنعا شکل گرفتند. برادرزاده او، سرتیپ طارق محمد عبدالله صالح، افسران و سربازان گارد ریاستجمهوری پیشین و نیروهای ویژه ارتش منحلشده صالح را گرد هم آورد.
پایگاه و مأموریت: آنان در شهر بندری المخا و بخشهای جنوبی ساحل غربی متمرکز شدند. با برخورداری از دیسیپلین ارتش کلاسیک، نگاهی سکولار و ناسیونالیستی به بازپسگیری صنعا دارند. رابطه طارق صالح با العمالقة اتحادی راهبردی در قالب «نیروهای مشترک ساحل غربی» بوده است، هرچند تفاوتهای عقیدتی میان سلفیهای العمالقة و افسران سکولار گارد سابق همواره محسوس مانده است.
۳. حزب الإصلاح و نیروهای دولت مستقر در مأرب
خاستگاه و جایگاه: حزب تجمع یمنی برای اصلاح، شاخه اخوانالمسلمین در یمن است که ستون فقرات ارتش رسمی وفادار به عبدربه منصور هادی را تشکیل میداد. پایگاه قدرت این جریان در استان نفتخیز مأرب و بخشهایی از تعز است.
نقش نظامی: مناطق نظامی سوم و ششم در مأرب و الجوف تحت نفوذ افسران متمایل به الإصلاح قرار دارند. این نیروها بارها در برابر حملات انصارالله برای کنترل میادین گاز و نفت صافر در مأرب مقاومت کردهاند. روابط الإصلاح با العمالقة و امارات همواره پرتنش و همراه با بدبینی عمیق بوده است، اما خطر مشترک انصارالله گاه آنان را به آتشبسهای نانوشته کشانده است.
۴. شورای انتقالی جنوب
خاستگاه و هدف: در سال ۲۰۱۷ به رهبری عیدروس الزبیدی با پشتیبانی امارات تشکیل شد تا استقلال مجدد یمن جنوبی (پیش از اتحاد ۱۹۹۰) را تحقق بخشد. شاخههای نظامی آن شامل «الحزام الأمني» (کمربند امنیتی) و «الصاعقة» بخشهای عمده عدن، الضالع و سقطری را کنترل میکردند.
وضعیت شورای انتقالی جنوب در سال ۲۰۲۶ را نمیتوان بدون شواهد مستقل، انحلال کامل این تشکیلات دانست. تنش میان ریاض و ابوظبی و رقابت میان نیروهای جنوب همچنان بر آرایش سیاسی و نظامی اثر میگذارد؛ ساختارهای محلی و شبکههای وابسته به شورای انتقالی نیز در معادلات جنوب اهمیت دارند.
۵. قوات درع الوطن (سپر میهن)
خاستگاه: این نیروها مستقیماً توسط عربستان سعودی از سال ۲۰۲۳ به این سو سازماندهی شدند تا نفوذ انحصاری نیروهای همپیمان امارات در جنوب مهار شود. بدنه آن را نیروهای سلفی جنوب و قبایل وفادار به ریاض تشکیل میدهند.
مأموریت: تحت فرمان مستقیم رئیس شورای رهبری ریاستجمهوری (رشاد العلیمی)، درع الوطن وظیفه حراست از پایگاههای حساس، خطوط مواصلاتی و ایجاد منطقه حائل میان نیروهای متخاصم را بر عهده دارد و در پاییز ۲۰۲۶ به شریک میدانی العمالقة تبدیل شده است.
بخش سوم: سال ۲۰۲۶؛ بازآرایی نفوذ و رقابت منطقهای
سال ۲۰۲۶ نقطه عطف نوینی در تاریخ جنگ یمن به شمار میرود. ساختار قدرت با چند تحول بنیادین بازتعریف شد:
امارات طی سالهای اخیر حضور مستقیم خود را کاهش داده، اما کاهش حضور نظامی لزوماً به معنای قطع نفوذ یا پایان حمایت از نیروهای همپیمان نیست. رابطه نیروهای جنوبی با ابوظبی و ریاض متغیر و رقابتی است و درباره میزان دقیق تغییر زنجیره تأمین و فرماندهی در سال ۲۰۲۶ باید میان گزارش مستند و برداشت تحلیلی تمایز گذاشت.
بهجای فرض فروپاشی کامل دولت یا تقسیم رسمی کشور، میتوان از پراکندگی مراکز قدرت سخن گفت: انصارالله بر صنعا و بخش بزرگی از شمال مسلط است؛ دولت بهرسمیتشناختهشده و نیروهای همپیمانش در جنوب و شرق پایگاه دارند؛ و نیروهای محلی، از جمله شبکههای وابسته به طارق صالح، شورای انتقالی جنوب و گروههای مورد حمایت عربستان و امارات، در ائتلافی شکننده عمل میکنند.
بخش چهارم: تشدید دوباره جنگ؛ از فرودگاه صنعا تا زیرساختهای منطقهای
پس از دورهای از کاهش نسبی درگیریها و مذاکرات نافرجام درباره درآمدهای نفتی، پرداخت حقوق و دسترسی به بنادر و فرودگاهها، جنگ در سپتامبر ۲۰۲۶ دوباره شدت گرفت. درباره جزئیات مذاکرات و مسئولیت هر مرحله از تشدید تنش، روایت طرفهای درگیر یکسان نیست؛ بنابراین انتساب علتها باید با ذکر منبع انجام شود.
جرقه درگیریها در سپتامبر ۲۰۲۶ زده شد:
در ۱۱ اکتبر، رویترز گزارش داد که تلویزیون حوثیها از حملهای به فرودگاه بینالمللی صنعا خبر داده است. در زمان انتشار گزارش، جزئیات مستقل درباره میزان خسارت و تلفات روشن نبود و مقامهای سعودی نیز فوراً اظهار نظر نکرده بودند. این تفاوت میان گزارش اولیه و تأیید مستقل در ارزیابی رویداد اهمیت دارد.
در روزهای آغازین اکتبر، حوثیها حملات موشکی و پهپادی به اهدافی در عربستان را اعلام کردند و مقامهای سعودی و منابع خبری از حملات و تلفات در فرودگاههای این کشور گزارش دادند. درباره نوع دقیق برخی تسلیحات، میزان خسارت و انتساب هر حمله باید به گزارشهای مستقل و تأییدهای رسمی تکیه کرد؛ توصیفهایی مانند «هایپرسونیک» بدون شواهد فنی مستقل نباید قطعی تلقی شوند.
بخش پنجم: نبردهای پاییز ۲۰۲۶ و اهمیت راهبردی بابالمندب
در سپتامبر، انصارالله در امتداد ساحل پیشروی کرد؛ در اوایل اکتبر، نیروهای دولت یمن و متحدانشان ضدحملهای را برای بازپسگیری مواضع راهبردی آغاز کردند. تحولات این جبهه همچنان سیال است و گزارشهای دو طرف باید با احتیاط سنجیده شوند.
۱. پیشرویهای حوثیها و ضدحمله نیروهای دولتی (سپتامبر تا اکتبر ۲۰۲۶)
در سپتامبر، نیروهای حوثی در امتداد ساحل دریای سرخ پیشروی کردند و به مواضع راهبردی نزدیک بابالمندب رسیدند. اما در اوایل اکتبر، نیروهای دولت بهرسمیتشناختهشده یمن با پشتیبانی هوایی عربستان ضدحملهای را آغاز کردند و از بازپسگیری چند موضع کلیدی خبر دادند. گزارشهای منتشرشده در ۵ و ۶ اکتبر حاکی از رسیدن نیروهای دولتی به حومه المخا و اعلام بازپسگیری آن بود؛ این تحولات، روایت ثابت و یکطرفه از کنترل منطقه را نامعتبر میکند.
مقامهای دولت یمن در ۵ اکتبر اعلام کردند که المخا را بازپس گرفتهاند؛ گزارشهای خبری از پیشروی نیروهای دولتی در اطراف شهر حکایت داشت، هرچند ارزیابی دقیق کنترل میدانی به تأیید مستقل نیاز دارد.
طرفهای درگیر درباره کنترل جزیره میون و مواضع پیرامون ورودی بابالمندب روایتهای متفاوتی ارائه کردهاند. این ادعاها باید به گوینده مشخص نسبت داده شوند و نباید بدون تأیید مستقل، کنترل کامل تنگه را نتیجه گرفت.
بابالمندب بهدلیل موقعیت جغرافیایی و نزدیکی به خطوط کشتیرانی، همچنان نقطهای راهبردی است. با این حال، ادعای کنترل کامل آبراه یا فلجشدن قطعی ترافیک دریایی، بدون دادههای مستقل کشتیرانی و تأییدهای میدانی، فراتر از شواهد قابل اتکاست.
۲. واکنش ریاض و تولد عملیات «فجر یمن» (اکتبر ۲۰۲۶)
در ۵ اکتبر، رشاد العلیمی از عملیات «فجر یمن» برای بازپسگیری مناطق تحت کنترل حوثیها خبر داد. خبرگزاریها گزارش کردند که نیروهای دولت با پشتیبانی هوایی عربستان در چند محور پیشروی کردند و از بازپسگیری مواضع نزدیک بابالمندب و المخا سخن گفتند. این گزارشها باید در کنار روایت مخالفان و محدودیت راستیآزمایی مستقل خوانده شوند.
۳. العمالقة و درع الوطن در خط مقدم پاتک
فرماندهی نیروهای دولتی و همپیمانان محلی در عملیات ضدحمله نقش داشت. تیپهای العمالقه، نیروهای درع الوطن و نیروهای وابسته به طارق صالح از جمله بازیگران این جبههاند؛ با این حال، میزان مشارکت و دستاورد هر گروه باید بر اساس گزارش مشخص و نه توصیفهای کلی سنجیده شود.
در محور ساحلی، نیروهای همپیمان دولت از پیشروی به سمت مواضع نزدیک بابالمندب و بازپسگیری برخی مناطق خبر دادند. جزئیات خط تماس، میزان تلفات و خسارت تجهیزات در روایتهای طرفین متفاوت است و هنوز نمیتوان همه ادعاهای عملیاتی را مستقلانه تأییدشده دانست.
در ارتفاعات تعز و الوازعیه نیز گزارشهایی از درگیری منتشر شد. اهمیت این محور از آن روست که مسیرهای ارتباطی میان ساحل غربی و مناطق داخلی را تحت تأثیر قرار میدهد؛ اما درباره کنترل هر ارتفاع یا تغییر خطوط تدارکاتی باید از ادعاهای تأییدنشده پرهیز کرد.
۴. گسترش جبهههای جانبی؛ مأرب و الجوف
در مأرب و الجوف نیز امکان گسترش درگیری وجود دارد، اما ارزیابی اثر عملیات جانبی بر جبهه ساحلی نیازمند دادههای مستقل است. توصیف دقیق توازن قوا باید از قطعیتبخشی به گزارشهای یک طرف جنگ دور بماند.
بخش ششم: تحلیل موازنه نامتقارن؛ دکترین نظامی نوین صنعا در برابر پیادهنظام ائتلاف
تفاوت نبردهای پاییز ۲۰۲۶ با دورههای پیشین، دگرگونی در آرایش و تسلیحات به کار رفته در هر دو جبهه است:
انصارالله طی سالهای اخیر توان موشکی و پهپادی خود را توسعه داده و تهدید کشتیرانی را به اهرمی سیاسی تبدیل کرده است. با این حال، درباره برد، دقت و نسل تسلیحات بهکاررفته در رویدادهای جاری باید به ارزیابیهای فنی مستقل تکیه کرد و ادعاهای تبلیغاتی را بهعنوان واقعیت قطعی بازنشر نداد.
نیروهای همپیمان دولت از پشتیبانی هوایی عربستان و توان زمینی گروههای محلی بهره میبرند، اما انسجام این ائتلاف به اختلاف منافع و رقابت میان بازیگران جنوب و شرق محدود میشود. هیچیک از این عوامل بهتنهایی نتیجه جنگ یا فروپاشی خطوط دفاعی طرف مقابل را تضمین نمیکند.
سرنوشت نامعلوم ملوکالطوایفی نظامی
یمن همچنان با پراکندگی مراکز قدرت و ضعف نهادهای ملی روبهروست. مفهوم «ملوکالطوایفی نظامی» میتواند توصیفی تحلیلی از این وضعیت باشد، نه نام یک ساختار رسمی یا نتیجهای قطعی و برگشتناپذیر.
سرنوشت جنگ پاییز ۲۰۲۶ چند واقعیت گریزناپذیر را آشکار ساخت:
انصارالله بازیگری نظامی و سیاسی تثبیتشده است و حذف آن از طریق فشار نظامی صرف، چشمانداز روشنی ندارد. توان اخلال در تجارت دریایی یکی از اهرمهای آن است، اما دامنه و دوام این توان به شرایط میدانی و واکنش بازیگران منطقهای وابسته است.
تیپهای العمالقه و دیگر نیروهای جنوب در موازنه نظامی نقش دارند، اما توصیف آنها بهعنوان نیرویی یکپارچه یا تعیینکننده نهایی، اختلافات محلی و هزینه انسانی جنگ را نادیده میگیرد.
امنیت کشتیرانی در بابالمندب به ترکیبی از کنترل ساحلی، توان دریایی، دیپلماسی و وضعیت امنیتی منطقه وابسته است. ادعاهای مربوط به کنترل کامل تنگه یا توقف قطعی ترافیک باید با دادههای مستقل دریایی سنجیده شوند.
در روزهای آینده، میزان موفقیت عملیات «فجر یمن» و دوام دستاوردهای میدانی آن روشنتر خواهد شد. در حال حاضر، شواهد نشاندهنده تشدید جنگ و رقابت بر سر ساحل دریای سرخ است، اما نتیجه نهایی، خطوط کنترل پایدار و پیامدهای بلندمدت آن برای کشتیرانی هنوز قطعی نیست.
منابع برای پیگیری تحولات جاری
- رویترز، ۷ اکتبر ۲۰۲۶: جبهه تازه جنگ یمن
- الجزیره، ۶ اکتبر ۲۰۲۶: وضعیت میدان نبرد و ادعاهای طرفها
- الجزیره، ۱۰ اکتبر ۲۰۲۶: بازگشت جنگ به مقیاس گسترده
- رویترز، ۱۱ اکتبر ۲۰۲۶: گزارش حمله به فرودگاه صنعا
تحریریه کوه ران | ۲۱ مهر ۱۴۰۵