
بر پایه تصاویر ماهوارهای، گزارشهای اطلاعاتی چندزبانه و نشانههای دیپلماتیک، آنچه در سپتامبر ۲۰۲۶ در جبهههای ایران، اسرائیل، لبنان، یمن و خلیج فارس میگذرد، نه یک «بحران» گذرا، بلکه یک بازآرایی استراتژیک است. در این بازآرایی، هر بازیگر همزمان در حال تسلیح برای جنگ و آمادهسازی برای مذاکره است. اما آنچه این وضعیت را به شدت شکننده میکند، یک پارادوکس بنیادین است: هیچکدام از طرفین خواهان جنگ تمامعیار نیستند، اما هیچکدام نیز حاضر به عقبنشینی نیستند. در چنین فضایی، یک محاسبه اشتباه میتواند کل معادلات را به هم بریزد.
بازسازی پنهان ایران و آمادهباش کامل اسرائیل
تصاویر ماهوارهای که در ۱۳ سپتامبر ۲۰۲۶ ثبت شدهاند، نشان میدهد ایران یک برزنت بزرگ بر فراز بقایای تأسیسات زیرزمینی طالقان ۲ در مجموعه نظامی پارچین نصب کرده است تا فعالیتهای بازسازی را از دید ماهوارهها و نظارت هوایی پنهان کند. تحلیل مؤسسه علوم و امنیت بینالمللی (ISIS) که توسط دیوید آلبرایت، بازرس سابق تسلیحات هستهای سازمان ملل، هدایت شده، نشان میدهد وسایل نقلیه ساختمانی از جمله بولدوزرها، جرثقیلها، میکسرهای بتن و کامیونهای کمپرسی در اطراف این سایت در حال کار هستند. ایران همچنین در حال ساخت تقویتکنندههای بتنی جدید است که هدف آنها ایجاد حفاظت بیشتر در برابر انفجار است.
در پایگاه شهید شاهرود در استان سمنان، یک ساختمان اصلی در مرکز فضایی تخریب شده و خودروهایی برای بازرسی در اطراف محل دیده میشوند. تحلیل CSIS از شش سال تصاویر ماهوارهای نشان میدهد که در کوه پیکآکس نزدیک نطنز، سال ۲۰۲۶ شاهد «جهش آشکار در فعالیت ساختمانی» بوده و حجم ترافیک جادهای در این سایت بیش از هر زمان دیگری در تاریخ آن بوده است. ایران حصار امنیتی در اطراف این تأسیسات ساخته و ورودیهای تونل غربی را با موانع خاکی مسدود کرده است.
در حوزه موشکی، والاستریت ژورنال در ۱۱ سپتامبر گزارش داد که ایران مونتاژ موشکهای بالستیک را در تأسیسات زیرزمینی از سر گرفته است، با استفاده از قطعات ذخیرهشده. فعالیت در پایگاه موشکی خجیر در جنوب شرق تهران گزارش شده و ایران در حال ساخت تأسیسات مونتاژ زیرزمینی جدید است تا از حملات هوایی آینده در امان بماند. یک مقام آمریکایی گفته که ایران «توانایی مونتاژ حداقل چند صد موشک دیگر» را از قطعات موجود دارد.
در سمت اسرائیل، یک مقام ارشد امنیتی از «آمادهباش کامل» این کشور خبر داده و هشدار داده که «اوضاع حساس و متغیر است و ممکن است از کنترل خارج شود». شبکه ۱۲ تلویزیون عبری گزارش داده که نهادهای امنیتی این وضعیت را «نقطهای از تنش شدید» توصیف کردهاند و اسرائیل خود را برای «استقبال» از موشکهای ایران آماده کرده است. کابینه امنیتی اسرائیل به ریاست نتانیاهو سه سناریو را بررسی کرده است: نخست، مقابله با حمله موشکی ایران و پاسخ «معنادار» اسرائیل؛ دوم، عملیات نظامی مشترک و جدید با حمایت آمریکا؛ و سوم، حمله انفرادی ارتش اسرائیل به ایران.
نتانیاهو در ۳ سپتامبر در جمع فرماندهان ارتش، سرنگونی حکومت ایران را «ماموریت مرکزی باقیمانده کشورش» و هدفی «در دسترس» خواند. کاتس، وزیر جنگ اسرائیل، نیز تهدید کرد که اگر ایران حملهای انجام دهد، «زیرساختها و تأسیسات انرژی ایران» هدف قرار خواهند گرفت.
جبهه لبنان: عملیات زمینی و انکار حزبالله
در لبنان، ارتش اسرائیل استراتژی «زمین سوخته» را در پیش گرفته است. در ۴ سپتامبر، اسرائیل اعلام کرد که کنترل تپه استراتژیک علی الطاهر در حومه نبطیه را به دست گرفته و بیش از ۲ کیلومتر از زیرساختهای زیرزمینی حزبالله را در آنجا منهدم کرده است. حزبالله این ادعا را رد کرده و اعلام کرده که «این تپه از هرگونه حضور نظامی اسرائیل پاک است» و نیروهایش «همچنان در این منطقه مستقر هستند و برای مقابله با هرگونه پیشروی اسرائیل آمادهاند».
در ۶ سپتامبر، حزبالله دو پهپاد انفجاری به سمت نیروهای اسرائیلی در منطقه حائل امنیتی پرتاب کرد. ارتش اسرائیل در پاسخ، در ۷ سپتامبر حملات هوایی به مواضع حزبالله در نبطیه و جنوب لبنان انجام داد که به گفته مقامات لبنانی به کشته شدن دستکم ۱۱ نفر از جمله دو کودک منجر شد. در ۱۰ سپتامبر، یک پهپاد به اقامتگاه نتانیاهو در قیصریه حمله کرد که در آن زمان نتانیاهو و همسرش در آنجا حضور نداشتند.
جبهه یمن: کنترل بابالمندب و حمله به عربستان
حوثیها در ۱۱ سپتامبر کنترل کامل تنگه بابالمندب را به دست گرفتند و جزیره پریم، جزایر حنیش و زقر را تصرف کردند. در ۱۰ سپتامبر، حوثیها بندر استراتژیک موخا در استان تعز را تصرف کردند که در فاصله حدود ۸۰ کیلومتری تنگه بابالمندب قرار دارد. یک تحلیلگر چتم هاوس به خبرگزاری فرانسه گفت: «اکنون ایرانیها نه تنها تنگه هرمز، بلکه دیگر گلوگاه استراتژیک خاورمیانه را نیز کنترل میکنند».
حوثیها در ۸ سپتامبر حملات گستردهای به عربستان سعودی انجام دادند و شهرهای ابها، جازان و نجران را با «دهها موشک بالستیک و پهپاد» هدف قرار دادند که به گفته مقامات سعودی به زخمی شدن ۷۳ غیرنظامی منجر شد. در ۱۶ سپتامبر، حوثیها اعلام کردند که یک جنگنده F-15 نیروی هوایی عربستان را در استان مأرب با یک موشک زمینبههوا سرنگون کردهاند.
در جبهه اسرائیل، حوثیها در ۱۳ سپتامبر اولین حمله موشکی خود پس از جنگ ژوئن را با موشک بالستیک ذوالفقار به سمت بئرشبع انجام دادند. در ۱۸ سپتامبر، آنها با موشک هایپرسونیک «فلسطین ۲» به تلآویو حمله کردند و مدعی شدند یک هدف نظامی را مورد اصابت قرار دادهاند. در ۱۶ سپتامبر نیز فرودگاه بن گوریون را هدف قرار دادند.
نشست مخفی آلمان و دیپلماسی پنهان
نشست مخفیانه فرماندهان نظامی آمریکا، اسرائیل و هشت کشور عربی در آلمان — که در ۱۵ سپتامبر افشا شد — نشاندهنده هماهنگی مراحل یک درگیری منطقهای احتمالی است. دریاسالار برد کوپر، فرمانده سنتکام، رؤسای ستاد مشترک ارتشهای اسرائیل، عربستان سعودی، امارات، بحرین، کویت، قطر، اردن و مصر را گرد هم آورد. ستاد فرماندهی خاتمالانبیای ایران در بیانیهای در ۲۰ سپتامبر به این نشست اشاره کرد و هشدار داد که آمریکا «با چراغ سبز برخی کشورهای منطقه» تصمیم به ازسرگیری اقدامات خصمانه علیه ایران گرفته است.
روسیه نیز برای اولین بار پیامهای مستقیمی به اسرائیل فرستاده و خواستار توقف تشدید تنش علیه ایران شده است. سرگئی لاوروف، وزیر خارجه روسیه، تأیید کرده که مسکو به عنوان میانجی بین ایران و اسرائیل عمل کرده و «گفتگوهایی برای جلوگیری از حمله پیشدستانه دو طرف» انجام شده است. ولادیمیر پوتین نیز در سپتامبر ۲۰۲۶ با نتانیاهو و پزشکیان تماس تلفنی داشت تا «تنشها را کاهش دهد». یک مقام روسی نیز اعلام کرد که ایران به سامانههای پدافندی S-400 نیاز دارد و مسکو آماده همکاری نظامی-فنی بیشتر در این زمینه است.
در سمت ایران، محسن رضایی، دبیر شورای عالی امنیت ملی، در ۱۹ سپتامبر اعلام کرد که ایران هفت شرط برای ازسرگیری مذاکرات به آمریکا ارائه کرده است. قطر و پاکستان به عنوان میانجی به ایران اطلاع دادهاند که آمریکا آماده مذاکره و توافق است. شرایط ایران شامل پایان فوری محاصره دریایی، توقف کامل عملیات نظامی علیه ایران، و آزادسازی داراییهای مسدود شده است.
ورود پاکستان و ترکیه به معادله
پاکستان در چارچوب «پیمان دفاعی مکه» که در ۷ اوت ۲۰۲۶ بین عربستان، پاکستان و ترکیه امضا شد، تجهیزات نظامی اضافی به عربستان میفرستد. بر اساس این پیمان، «هر حمله مسلحانه به یکی از سه کشور، حمله به همه تلقی میشود». یک منبع اطلاعاتی پاکستانی هشدار داده که «اگر حوثیها سعی کنند بابالمندب را ببندند، نیروی دریایی پاکستان وارد عمل خواهد شد و ترکها نیز خواهند آمد». ارتش پاکستان اعلام کرده که از عربستان حمایت خواهد کرد.
سناریوهای مهرماه ۱۴۰۵ (اکتبر ۲۰۲۶)
سناریو اول: حمله نمایشی اسرائیل به کوه پیکآکس (احتمال متوسط). نتانیاهو در آستانه انتخابات داخلی است و نظرسنجیها شانس او را پایین نشان میدهد. یک حمله «محدود» به کوه پیکآکس — که از نظر نظامی بیاثر خواهد بود — به او امکان میدهد تا «پیروزی» را به رایدهندگان بفروشد و سپس با آتشبس سریع، از یک جنگ فرسایشی اجتناب کند. نشانه شکست این سناریو: عدم استقرار F-22 در پایگاه اودا یا عدم انتقال مهمات رهگیر از آمریکا.
سناریو دوم: حمله هماهنگ چندجبههای «۷ اکتبر دوم» (احتمال پایین). بر اساس ارزیابیهای اطلاعاتی اسرائیل، ایران در حال هماهنگسازی حزبالله، حماس، حوثیها و شبهنظامیان عراقی برای یک حمله همزمان در سبک «۷ اکتبر دوم» است. نشانه شکست این سناریو: افشای آمادهسازیها توسط اطلاعات اسرائیل و ضربه پیشدستانه.
سناریو سوم: تداوم «نه جنگ، نه صلح» (احتمال بالا). هیچکدام از طرفین خواهان جنگ تمامعیار نیستند، اما هیچکدام نیز عقبنشینی نمیکنند. ترامپ تصمیم گرفته تا پس از انتخابات میاندورهای ۸ نوامبر، هم در عرصه دیپلماسی و هم در عرصه نظامی «وقفه» ایجاد کند. در این سناریو، محاصره دریایی ایران ادامه مییابد، تولید موشکی ایران ادامه مییابد، و حوثیها کنترل خود بر بابالمندب را تقویت میکنند.
متغیر تعیینکننده در هر سه سناریو، تصمیم ایران درباره آستانه هستهای است. اگر ایران به سمت تولید سلاح هستهای حرکت کند، سناریو اول قطعی میشود. اگر در آستانه بماند، سناریو سوم ادامه مییابد. و آنچه این وضعیت را به شدت خطرناک میکند این است که هیچکدام از بازیگران اصلی — نه آمریکا، نه اسرائیل، نه ایران، نه عربستان — در حال حاضر در حال «حل» بحران نیستند. همه در حال «مدیریت» آن هستند. و مدیریت بحران، در بهترین حالت، خرید زمان است — نه جلوگیری از جنگ.