چیزی جدی کم است
چیزی جدی کم است
شکوفههای ایستای آدونیس به پرسش ما پاسخ میدهند: «عاشق از زمان چه میخواهد؟» پاسخی که افلاطون صورتبندی میکند، بار دیگر ما را به این دریافت میرساند که خواستههای عاشقان و خوانندگان بسیار شبیهاند؛ و خواستهی هر دو پارادوکسیکال است. در مقام عاشق میخواهید یخ یخ باشد و بااینحال در دستانتان ذوب نشود. در مقام خواننده میخواهید دانش دانش باشد و درعینحال روی صفحهای مکتوب ثابت بماند. چنین خواستههایی ناگزیر دستکم تا اندازهای دردناکاند، زیرا شما را در نقطهای کور قرار میدهند که از آن میبینید موضوعِ میلتان در درون خودش ناپدید میشود.
افلاطون کاملاً از این درد آگاه است. او در دیالکتیک خود بارها آن را از نو میآفریند و تجربهی آن جزئی جداییناپذیر از نوعِ فهمی است که میخواهد منتقل کند. در فایدروس، این بازآفرینی را بهویژه در سطح قیاسها مشاهده کردیم. قیاسهای افلاطون نمودارهای تختی نیستند که در آنها یک تصویر ــ مثلاً باغها ــ با تناظری دقیق روی تصویر دیگری ــ واژهی مکتوب ــ قرار گیرد. قیاس در فضایی سهبعدی ساخته میشود. تصویرها بدون همگرایی روی هم شناورند؛ چیزی میان آنها قرار دارد، چیزی پارادوکسیکال: اروس.
اروس زمینهی ناگفتهی همهی چیزهایی است که میان آدونیس و آفرودیت در اسطوره رخ میدهد و در آیینِ باغها بازاجرا میشود. اروس بستری است که لوگوس در گفتوگوی دو نفر در آن ریشه میگیرد؛ گفتوگویی که ممکن است روی صفحهی مکتوب بازاجرا شود. آیینها و بازاجراها بیرون از زمانِ واقعیِ زندگی مردم، در لحظهای معلق و کنترلشده رخ میدهند. ما این زمانِ معلق را بهدلیل تفاوتش با زمان معمول و زندگی واقعی دوست داریم. فعالیتهایی را نیز که درون چنین زمان معلقی قرار میگیرند ــ مانند جشنها و خواندن ــ بهخاطر بیجدیتیِ ذاتیشان دوست داریم.
این علاقه افلاطون را نگران میکند. فردی که فریبش را بخورد، ممکن است بکوشد زمان واقعی را با نوعِ زمانی جایگزین کند که فقط برای آیینها یا کتابها مناسب است. از نظر افلاطون، این اشتباهی جدی و آسیبزا خواهد بود. همانطور که میان گیاهان بیریشه و آدونیسِ در حال مرگ تناظرِ دقیقی وجود ندارد، میان واژههای مکتوب و لوگوس واقعی نیز فقط تناظری نمادین برقرار است. کسی که نماد را با واقعیت اشتباه بگیرد، با باغی مرده یا رابطهای عاشقانه مانند آنچه لیسیاس برای غیرعاشق تجویز میکند تنها میماند. چیزی از چنین رابطهای کم است؛ همانطور که زندگی از باغ کم است. چیزی ضروری: اروس.