منبع: The Electronic Intifada
یاسمین العقاد چند هفته پیش زایمان کرده بود. وقتی شنبه گذشته صدای انفجاری مهیب را شنید، فوراً نوزادش را برداشت. سپس دختر دیگرش، کودکی دوساله، را بلند کرد و در المواسی در جنوب غزه شروع به دویدن کرد.
یاسمین از کشتاری جان سالم به در برد که در آن بیش از ۹۰ نفر دیگر کشته شدند، اما آنچه دیده است او را عمیقاً دچار آسیب روانی کرده است.
او گفت: «بدترین چیزی که دیدم جسد شوهرخواهرم روی یک درخت بود. بدنش از وسط دو نیم شده بود.»
کودکی به نام عبدالرحمن گرسنه بود. مادرش نمیتوانست برای او چیزی بپزد. بنابراین به او گفت به یک آشپزخانه عمومی در المواسی برود؛ جایی که غذا توزیع میشد.
عبدالرحمن پس از آن کشتار همچنان زنده است، هرچند یکی از اندامهایش قطع شد. بسیاری دیگر از کسانی که برای دریافت غذا در صف به او پیوسته بودند، کشته شدند.
مادری در حال آماده کردن غذا برای فرزندانش بود که ناگهان صدای انفجار شنید. او گفت: «همهچیز سیاه شد. به دلیل حجم دود و گردوغبار نمیتوانستم چیزی ببینم.»
انفجارهای بیشتری رخ داد. زن شروع به فریاد زدن و جستوجوی خانوادهاش کرد. ابتدا جسد خواهرزاده نوزادش را پیدا کرد. در اطراف محل زندگیاش در چادر، اجساد زیادی دید.
او به دنبال شوهر و دو فرزندش، ۷ و ۹ ساله، گشت. نتوانست آنها را پیدا کند و تصور میکند کشته شدهاند.
زن پرسید: «این کودکان گرسنه چه کرده بودند که باید با چنین وحشیگری کشته شوند؟»
زلزله
مها احمد بمباران اسرائیل را آنقدر شدید توصیف کرد که «منطقه میلرزید، انگار زلزله رخ داده باشد.»
بسیاری از کشتهشدگان به قطعات زیادی تبدیل شده بودند، بهگونهای که بستگان زندهمانده یا نمیتوانستند آنها را شناسایی کنند یا برای شناساییشان با دشواری زیادی روبهرو بودند.
خانه مها در شهر خانیونس در جریان جنگ کنونی ویران شده است. او به رفح، جنوبیترین شهر غزه، آواره شده بود.
وقتی اسرائیل در ماه مه حمله زمینی به رفح را آغاز کرد، المواسی را «منطقه امن» اعلام کرد.
مها افزود: «تمام جهان المواسی را بهعنوان منطقهای امن شناخت، اما متأسفانه چنین نیست. اینجا به خطرناکترین منطقه برای آوارگان تبدیل شده است.»
رامی لبده روز شنبه در المواسی به دنبال آب میگشت که حمله اسرائیل آغاز شد. او با عجله برای سرکشی به چادر خانوادهاش رفت و با دیدن خالی بودن آن خیالش راحت شد. خانوادهاش قصد داشتند آن روز به دریا بروند.
اما مردم چادرهای اطراف در امان نمانده بودند. رامیگفت: «سه همسایه زخمی و یک نفر دیگر را کشته پیدا کردم.»
امل عکر چند هفته پیش از منطقهای در شرق خانیونس به المواسی آواره شده بود. شنبه، فایز، خواهرزادهاش، برای خرید بیرون رفته بود که اسرائیل حمله کرد.
امل گفت: «همه شروع کردند به تلفن زدن تا از حالش باخبر شوند. اما جواب نداد.»
حدود یک ساعت بعد، امل شنید فایز زخمیشده است. او و دیگر اعضای خانواده برای پیدا کردنش به مجتمع پزشکی ناصر در خانیونس رفتند.
او گفت: «صحنه آنجا ترسناک بود. مادرها فریاد میزدند و پزشکان اینطرف و آنطرف میدویدند و تلاش میکردند بیماران را نجات دهند.»
امل فهمید فایز خون زیادی از دست داده است. پزشکی مشغول درمان او بود که جان باخت.
او گفت: «شوک بزرگی بود. از آغاز این جنگ تاکنون بیش از ۱۰ نفر از اعضای خانوادهمان را از دست دادهایم.»
او افزود: «هدف قرار دادن مکرر المواسی همه آوارگان آنجا را میترساند… مردم میخواهند منطقه را ترک کنند، اما جای دیگری برای رفتن پیدا نمیکنند. در تمام مناطق غزه ویرانی عظیمی رخ داده است.»
منبع: https://electronicintifada.net/content/when-israel-attacked-hungry-children/47821